ماني اردر 1

وقتي تصميمت قطعي شد و ده ها بار هم فرمها را خواندي ، از همه پرسيدي كه كانادا چطوري است و خوبيها و بديهاش چيه ، كار هست يا نه ، براي بچه چطور است ، و... حالا بايد يك كار عملي بكني ، كاري كه من كردم ، واريز پول به حساب دولت كانادا يا اگر عشق كبك داري ، به وزارت دارائي كبك .

فكر ميكنم سخت ترين قسمتش هم همين باشد . چون كه ما در ايران به هيچ چيز درست و حسابي دسترسي نداريم . كاري كه همه جاي دنيا مثل آب خوردن است ، اينجا يك مشكل بزرگ به حساب مي آيد .

از هرچي دوست و آشنا داشتم ، حتي كسانيكه در مرحله گرفتن اقامت دائم كانادا بودند پرسيدم ، هيچ كس جواب يا راه حل درست درماني به من نداد . يكي ميگفت از داخل كانادا نميشود اين پول را ريخت . ديگري ميگفت چونكه بايد پول منشا خارجي داشته باشد .صرافيها ميگفتند اگر شماره حساب داري و بالاي ده هزار دلار ميخواي بفرستي ما برايت انجام ميدهيم . از طريق كرديت كارد هم نميتوانستم اين كار را بكنم ،چونكه كارت نداشتم و از طرفي هم ميخواستم از نزديكان كسي با خبر نشود كه چكار ميخواهم بكنم.

به افراد درجه 2 دوست و آشنا هم اعتماد نداشتم ، ميترسيدم موقعيكه دولت كانادا ميخواهد پول را برداشت كند ،كارت آنها خالي باشد . چونكه خودشان در وب سايتشان نوشته بودند كه بايد در لحظه اقدام دولت براي برداشت پول ، در حساب كرديت معرفي شده به اندازه 1250 ( براي من و همسرم و دختر نازنينم) دلار پول در حساب باشد . خلاصه هم داغ كرده بودم هم غاطي ، تا اينكه تصميم گرفتم مثل پدرم كه هروقت كاري درست نميشد خودش شلوارش را ميپوشيد ميرفت اداره مربوطه و كار را انجام ميداد و بعد با غرور ازخودش تعريف ميكرد كه بله آدم تا دنبال كارش نرود كار درست نميشود و... منهم پاشم يكراست بروم سوريه دم در اين سفارت كانادا ببينم اصلا اين پدر سوخته ها حرف حسابشان چيست كه اينقدر كار براي ما سخت شده است .رفتم دنبال بليط و ويزا و آشنا هائي كه در سوريه داشتم براي محل اقامت و ... از قطار و اتوبوس و هواپيما و تور و زميني و هوائي همه چيز جويا شدم ، نزديك بود كه برم ، كه پيش خودم گفتم حالا كه من اين همه خرج ميكنم ، بگذار از جست وجو در اينترنت هم باز غافل نباشم ، تااينكه شانسي چند تا فايل پي دي اف pdf و وبلاگ و فروم پيدا كردم ؤ ديدم اي بابا اصلا قانون عوض شده و كارها حالا از طريق CIO يعني دفتر جذب مركزي در كانادا در نوا اسكوشيا انجام ميشود و بايد مدارك را اول فرستاد آنجا و بعد در صورت تائيد آنها ، خودشان يك قايل نامبر شماره 1 برايت باز ميكنند و مداركت را به سوريه ميفغرستند و به خودت هم خبر ميدهند تا جهت تكميل مدارك با سوريه تماس بگيري .

خوب خيلي طولاني شد خسته شدم ، بقيه داستان در پست بعدي ، فقط تا يادم نرفته بهتان بگويم كه يادم بيندازيد تا قضيه صرافي ، وكيل و دلال ، آژانس توريستي و هل شدن من براي اقدام ، ورشته هاي مورد نياز بيم واميد و حقايقي كه در لحظات آخر يكدفعه در جلوي چشم آدم باز ميشوند را يادم باشد تا بعدا حسابي برايتان  تعريف كنم .