مهاجرت و حقوق زنان

نوشته در اصل لینک:http://natashagodwin.blogspot.de/2011/09/blog-post_26.html

همخانه جدید من سه روز در هفته به کلاس زبان می رود تا یک مقداری ترسش از مواجهه با امریکایی ها بریزد. گرچه زبانش بد نیست ولی به اندازه کافی اعتماد به نفس ندارد که بتواند با آنها حرف بزند. گرچه دفعه اول ممکن است حرف او را نفهمند ولی بعد از اینکه بفهمند او خارجی است تلاش می کنند تا متوجه منظور او شوند و یا این که طوری آهسته حرف بزنند که او هم بتواند متوجه حرف های آنها بشود. چیزی که خیلی در بدو ورود یک مهاجر مهم است این است که از خانه خارج شود و سعی کند که با مردم ارتباط برقرار کند. وقتی که مادر من اینجا بود هر زمانی که سرم را از او بر می گرداندم می دیدم که دارد شکسته بسته با یکی صحبت می کند و حتی بعضی وقت ها با مردم دوست می شد و آنها را برای شام و یا نهار به خانه دعوت می کرد. در همین بازاری که نزدیک خانه مان است دو تا دوست پیدا کرد که یکی از آنها خانمی است که صاحب یک فروشگاه بزرگ شکلات است و مادرم هر روز به او سر می زد و با هم صحبت می کردند و حتی همین الآن هم با ایمیل با هم در ارتباط هستند و او به مادرم گفته است که هر زمانی که به امریکا آمدی بیا در همین فروشگاه من کار کن. یکی دیگر هم یک خانم آلمانی و شوهرش بود که حتی شام و نهار هم به خانه همدیگر رفتیم. البته گرچه مادرم با او آلمانی صحبت می کرد ولی شوهرش امریکایی است و بالاخره مجبور بود انگلیسی هم حرف بزند. ولی این همخانه من اصلا از خانه بیرون نمی رود و فقط سه روز در هفته به کلاس زبان می رود و بقیه وقت ها در اطاقش سریال ایرانی نگاه می کند و یا با دوستان و فامیل هایش چت می کند. دیروز بالاخره با اصرار او را از خانه بیرون کشیدم و با هم به سینما رفتیم. راستش می ترسم اگر به همین صورت پیش برود دچار افسردگی شود و دیگر خیلی برایش سخت می شود که به جامعه جدیدی که به آن آمده است خو بگیرد.




دیروز به او گفتم اگر از خانه بیرون نمی روی پس اصلا برای چه به امریکا آمده ای؟ وقتی که آدم از خانه بیرون نرود دیگر چه فرقی میان بندر عباس و تهران و سنفرانسیسکو وجود دارد؟ فقط اینترنت پر سرعت فرق آنها است که اگر توسط آنها بخواهد فامیل ها و دوستانش را ببیند هر چقدر هم که سرعت اینترنت بالا باشد باز هم  پهنای باند و کیفیت دیدن و شنیدن در رویارویی مستقیم به مراتب بیشتر از چت و استفاده از دوربین وب است. خود من هم وقتی که تازه به امریکا آمده بودم با اینکه در میان ایرانی ها بودم ولی باز هم ترجیح می دادم که در خانه بمانم و با امریکایی ها مواجه نشوم. اگر تلفن زنگ می زد و پشت خط یک امریکایی بود و می بایست انگلیسی صحبت کنم آنقدر می ترسیدم که اسهال می گرفتم. در مجموع یک منطقه امن روانی برای خودم ساخته بودم و سعی می کردم که از آن خارج نشوم و برای همین وقتی که خودم را در جامعه تنها احساس می کردم عدم امنیت و اعتماد به نفس طوری بر من غالب می شد که حتی کارهای معمولی خودم را هم فراموش می کردم. مثلا آنقدر از پشت در ماندن می ترسیدم که یک بار که از خانه بیرون رفته بودم کلید خانه در جیبم بود ولی من گمان کردم که آن کلید مربوط به جای دیگری است و تا دیروقت در خیابان منتظر ایستادم تا همسر سابقم از شیفت بیمارستان به خانه برگردد و وقتی که او آمد و خیالم راحت شد تازه متوجه شدم که در تمام چهار ساعتی که در پشت در منتظر ایستاده بودم کلید خانه در جیبم بوده است و من آنقدر به اتفاق پشت در ماندن در ذهنم یقین داشتم که کلید را می دیدم و گمان می کردم که این کلید متعلق به جای دیگری است. خوشبختانه به مرور زمان بهتر شدم و زمانی که کار پیدا کردم با وجود اینکه هنوز می ترسیدم ولی مجبور بودم که از منطقه امن ذهنی خود بیرون بیایم و با جامعه رودررو شوم.  کار من هم طوری بود که می بایست به خانه های مردم بروم و کامپیوتر آنها را درست کنم و همین باعث شد که من به مرور زمان ترسم از امریکایی ها بریزد و بتوانم تا حدودی با آنها ارتباط برقرار کنم.


برای همین من الآن می فهمم که یک نفر تازه وارد با چه چالشهایی روبرو است و می توانم احساسات آنها را درک کنم. از یک طرف بلاتکلیفی و مسئله پیدا شدن کار ذهن را درگیر می کند و از طرف دیگر آدم اصلا می ترسد که برای گرفتن کار با یک امریکایی صحبت کند. تا زمانی هم که آدم کار پیدا نکرده است اصلا دلش نمی خواهد که برای تفریح از خانه بیرون برود چون هم ذهنش درگیر است و لذت نمی برد و هم این که باید حواسش به مخارجش باشد زیرا تا زمانی که کار پیدا نکرده است هر دلار هم می تواند ارزشمند باشد. ولی از طرف دیگر در خانه ماندن هم می تواند افسردگی به همراه بیاورد و باعث شود که منطقه امن روانی یک مهاجر هر روز تنگ تر و محدود تر از قبل شود. اینجا است که آدم باید دل را به دریا بزند و خود را در دل جامعه جدید ول کند.   گرچه سخت است ولی شدنی است و مثل این است که آدم دارد در یک صحنه تئاتر بازی می کند. یاید فکر کنید که یک کودک و یا یک آدم عقب مانده ذهنی هستید که تازه می خواهید وارد جامعه شوید. باید منش و شخصیت واقعی خودتان را در این صحنه نمایش فراموش کنید تا برای شما توقعات ذهنی مرتبط با آن ایجاد نشود. طبیعی است مثلا وقتی که به یک مغازه ساندویچ فروشی مراجعه می کنید و خواسته خودتان را می گویید فروشنده متوجه منظور شما نمی شود. شما دوباره و سه باره تکرار می کنید و او باز هم متوجه نمی شود. سپس با دست نشان می دهید و آخر سر هم او یک چیز اشتباهی به شما می دهد و برای اینکه فقط به این ماجرای گفتگوی نا امید کننده پایان دهید آن چیزی را که دوست ندارید می گیرید و تشکر می کنید. شما پیش خود فکر می کنید که من درست حرف زدم پس برای چه او حرف من را نفهمید و این مسئله اعتماد به نفس شما را به شدت کاهش می دهد. واقعیت این است که حتی اگر سطح زبان انگلیسی شما خوب هم باشد تا یک مدتی آنها متوجه حرف شما نمی شوند زیرا طرز بیان حروف انگلیسی در امریکا با آن چه که ما در کلاسهای زبان در ایران می خوانیم متفاوت است. البته رفتن به کلاس زبان برای یاد گرفتن معانی کلمات و گرامر صحیح بسیار مفید و ضروری است ولی به هر حال مدتی طول می کشد تا فرم حنجره شما به شکلی تغییر کند که صداهای قابل فهم برای امریکایی ها از آن خارج شود.

نکات دیگری هم وجود دارد که ندانستن آن برای یک مهاجر باعث کندی روند پیشرفت او می شود. برای همین کسی که مطالب وبلاگ من را خوانده باشد تا حدود زیادی به این نکات ویژه آشنایی دارد. مثلا همخانه من که مطالب مهاجرتی من را نخوانده است رفتارهایی در جمع دارد که در ایران عادی است ولی متاسفانه من نمی توانم به طور مستقیم به او تذکر دهم که یاید نکته های ظریفی را در امریکا رعایت کند. مثلا وقتی او از در یک فروشگاه وارد و یا خارج می شود آن را برای عقبی خود نگه نمی دارد و یا وقتی کسی در را برای او نگه می دارد تشکر نمی کند. این حرکت در امریکا بسیار زشت است و چون آنها نمی دانند که او از یک فرهنگ دیگری به جامعه امریکا وارد شده است این عمل را نشانه بی نزاکتی می دانند و ممکن است نسبت به آن عکس العمل منفی نشان دهند. و یا این که یک نفر در امریکا مخصوصا دخترها حتما باید در مواجهه با دیگران لبخند بزنند و مخصوصا وقتی که با یک فروشنده و یا مردم مواجهه می شوند دیدن قیافه عبوس رایج در ایران باعث می شود که آنها فکر کنند آن فرد از یک چیزی ناراحت است و یا اینکه فرد بدجنس و شروری است. در مجموع امریکایی ها از دیدن یک قیافه بدون لبخند اصلا خوششان نمی آید و ممکن است طوری رفتار کنند که به تازه مهاجر از همه جا بی خبر بر بخورد و اعتماد به نفس او را بیش از پیش از بین ببرد. متاسفانه شرایط در ایران طوری است که دخترها مجبور هستند مثل سگ هار رفتار کنند تا مبادا طرف مقابل به فکر سوء استفاده از آنها بیفتد و مثلا اگر کسی به یک دختری بگوید که چقدر روسری و یا لباس شما زیبا است ممکن است که پاچه آدم را بگیرد. در حالی که در امریکا مردم به طور پیوسته از همدیگر تعریف می کنند و این کار را پسندیده و خوب می دانند. اگر در امریکا یک نفر به یک دختر بگوید که چقدر کلاه شما زیبا است خوشحال می شود و تشکر می کند ولی اگر یک نفر در جواب آن فرد اخم کند و یا اصلا به روی خودش نیاورد نشانه بی نزاکتی او است. در حالی که در ایران اگر یک رهگذر چنین حرفی را به یک دختر بزند حالت متلک دارد و دختر هم می گوید گمشو بی شعور و یا اینکه در بهترین حالت اصلا به روی خودش نمی آورد و می رود.

مسئله دیگری که من در همخانه ام می بینم و نمی توانم به او گوشزد کنم این است که فاصله خودش را با مردم حفظ نمی کند و مثلا اگر در یک فروشگاهی خرید می کند و می خواهد از کنار یک فردی که ایستاده است عبور کند خودش را به او می زند و بدون معذرت خواهی می گذرد. آن امریکایی اگر خیلی صبور باشد در دلش فحش می دهد و در غیر این صورت با صدای بلند به آن فردی که چنین کرده است فحش می دهد. اگر شما به طور اتفاقی با یک نفر برخورد کنید حتما باید برگردید و از او معذرت خواهی کنید و با لبخند از او دلجویی کنید. وقتی هم که در یک جایی ایستاده اید و می بینید که یک نفر می خواهد از کنار شما عبور کند باید حتما به گوشه بیایید و راه را برای عبور او باز کنید زیرا یک امریکایی اگر راه عبورش تنگ باشد آنقدر منتظر می ماند تا به اندازه کافی راه باز بشود و یا اینکه با صدای بلند معذرت خواهی می کند که شما راه را برایش باز کنید. اگر شما همچنان بی توجه باشید آنها این مسئله را به عنوان بی نزاکتی شما به حساب می آورند. در ایران همه به همدیگر می ماسند و عبور می کنند و مثلا اگر در یک فروشگاه کسی بخواهد عبور کند بدون اینکه حرفی بزند راه خودش را باز می کند و حتی معامله خودش را هم به دیگران می مالد و می رود و یا اگر زن باشد از پستانهایش به عنوان راه باز کن استفاده می کند. در امریکا هرگز چنین اتفاقی نمی افتد و همه فاصله خود را با دیگران به اندازه طول یک دست رعایت می کنند. البته من قبلا هم از چسبیده شدن به مردم خوشم نمی آمد ولی الآن دیگر پس از مدت پنج سال حتی دیدن این مسئله برایم غیر قابل تحمل شده است. متاسفانه مهاجر جدیدی که قبلا در مورد این مسائل آموزش کافی ندیده است از همه جا بی خبر است و بر طبق روال عادی جامعه ایران رفتار می کند و دیدن عکس العمل نامطلوب دیگران او را آزار می دهد بدون اینکه هرگز متوجه شوند که علت این رفتارها چیست. یا این که وقتی در امریکا یک فروشنده در حال حرف زندن با یک فرد دیگری است اصلا جواب سوال شما را نمی دهد تا زمانی که کارش با فرد قبلی تمام شود و سپس به شما اشاره کند. شما ممکن است دچار سرخوردگی شوید که سوالتان بدون پاسخ مانده است و اصلا خبر ندارید که به خاطر ناآگاهی از قوانین جامعه جدید دچار خطا شده اید و سوالتان را در زمان نامناسبی پرسیده اید.

اصولا جامعه ایران برای زن ها بسیار نا امن و پر مخاطره است و برای همین آنها مجبور هستند که برای در امان ماندن از تعارض مردها خودشان را تا جایی که امکان دارد ایمن کنند. جامعه ایران نیز به جای اینکه مردها را آموزش دهد تا به زنان تجاوز نکنند زنان را تحت فشار می گذارند تا هر چه بیشتر خودشان را بپوشانند و یا اینکه مثل سگ هار رفتار کنند تا مبادا یک مرد فکر تعارض به او در مغزش خطور کند. درست مثل یک جنگل بکری که در آن حیوانات وحشی زندگی می کنند و شما مجبور هستید برای دفاع از خودتان کاملا هوشیار باشید و طوری رفتار کنید که توسط حیوانات درنده خو شکار نشوید. مردها هم در جامعه ایران طوری تربیت می شوند که اگر یک دختر تنها را در یک جایی گیر بیاورند و کاری با او نکنند همه به او می گویند خاک بر آن سرت کنند که اینقدر بی عرضه هستی و هیچ کسی نمی گوید که آیا آن دختر هم تمایلی به ایجاد روابط دیپلماتیک داشته است یا خیر. جامعه ایران طوری است که مردها حق خودشان می دانند که از نعمت لذت بردن از یک زن برخوردار شوند بدون اینکه اصلا برایشان مهم باشد که آن زن کیست. خداوند هم که گفته است ما زن را برای آرامش و خوشی مرد آفریده ایم و یک مهر تایید بر این طرز تفکر زده است. بنابراین یک مرد در ایران وقتی که زنی را در حال عبور می بیند تمام کوشش خودش را به خرج می دهد که حتی اگر شده با یک تماس بدنی و یا یک متلک لذتی از او ببرد و بگذرد. زن ها هم تا جایی که برایشان امکان دارد خودشان را در برابر این لذت جویی ایمن می کنند زیرا لذت دیپلماتیک زن فقط در شرایطی است که فرد مورد نظر خودشان را بشناسند و با او رابطه احساسی برقرار کنند و یا اینکه لااقل تمایلی برای برقراری این نوع ارتباط داشته باشند در غیر این صورت هر گونه تماس دیپلماتیک به آنها از نظر روانی آسیب جدی می رساند و خودشان را در معرض سوء استفاده و یا تجاوز دیپلماتیک می بینند. وقتی که یک دختر و یا پسر از چنین جامعه ای به امریکا می آیند باید حتما مورد آموزش قرار بگیرند و مدتی هم طول خواهد کشید که به شرایط جدید خود عادت کنند.

دختری که از ایران به امریکا مهاجرت می کند تا مدت ها هنوز گمان می کند که همه می خواهند به او تجاوز کنند و رفتارش بسیار بسته و تدافعی است و این نوع رفتار با یک امریکایی باعث می شود که آنها آن دختر را بی نزاکت به حساب بیاورند. به عنوان مثال در امریکا یک پسر می تواند به یک دختر پیشنهاد بدهد که شام را با هم بیرون بروند و یا بگوید که از او خوشش آمده است و یک دختر هم با لبخند و آرامش به او می گوید که آیا دلش می خواهد این کار را بکند و یا دلش نمی خواهد. علت اینجا است که آن دختر خیالش راحت است که هیچ فردی نمی تواند به او تعارض کند و قانون از او حمایت می کند. وقتی هم که یک پسر از ایران به امریکا مهاجرت می کند گمان می کند که هر کسی را که در خیابان دید که مثلا کونش معلوم است می تواند برود و خودش را به او بچسباند و اصلا خبر ندارد که این کار جرم است و نه تنها او را به زندان می اندازند بلکه حتی ممکن است او را به کشور خودش برگردانند. در امریکا بر خلاف ایران این مردها هستند که باید مواظب رفتار خودشان باشند و کسی به زنها نگفته است که به خاطر اینکه مورد تجاوز قرار نگیرید خودتان را بپوشانید بلکه به مردها آموزش داده اند که تجاور کردن و یا سوء استفاده از یک انسان دیگر جرم است و مجازات سنگین دارد. البته آدم خلاف کار هم در امریکا وجود دارد ولی به هرحال آن فردی که این کار را می کند مثل دزدی از بانک می داند که دارد دچار جرم و جنایت می شود و نمی گوید چون پاهای آن خانم لخت بود من هم تحریک شدم و رفتم فلان کار را با او کردم. به نظر من افرادی که به امریکا مهاجرت می کنند حتما باید در این زمینه ها آموزش داده شوند و آگاهی های لازم را کسب کنند تا دچار مشکلاتی که حاصل تفاوت های فرهنگی در این زمینه است نشوند. حتی ممکن است بسیاری از این رفتارها مثل چسبانیدن معامله خود به دیگران و یا مالاندن خود به زنها در مکان های عمومی و تاکسی و اتوبوس در ایران عادی باشد ولی چنین کارهایی در امریکا جرم به حساب می آید و مجازات های سنگینی به همراه دارد. البته اگر زمانی جامعه زنان ایران هم بتوانند قدرتی پیدا کنند و کسی برایشان تره خرد کند شاید به مرور زمان این فرهنگ در ایران هم جا بیفتد و زن ها در جامعه احساس آرامش روانی کنند و مجبور نباشند که در خیابان و تاکسی و اتوبوس سوزن به دستشان بگیرند تا آن را به بدن مردهایی که خودشان را به آنها می مالند فرو کنند. البته این عمل هم در نوع خودش وحشیگری است ولی جامعه برای آنها راه دیگری باقی نگذاشته است.

من دیگر باید برای نهار به بیرون از شرکت بروم. از دیشب پیتزا در یخچال داریم که فکر کنم امروز ظهر به خانه بروم و آن را بخورم. فعلا همخانه من روزها می خوابد و شب ها بیدار است و برای همین می توانیم شیفتی از خانه استفاده کنیم. راستی امروز با با مدیر کارگزینی در مورد اضافه حقوقم هم صحبت کردم و گفت که چند ماه دیگر آن را اعمال می کند. البته شاید منظورش این بود که احتمالا تا چند ماه دیگر من را با اردنگی اخراج می کنند!


نوشته در اصل لینک:http://natashagodwin.blogspot.de/2011/09/blog-post_26.html

jim rohn3

"Don't say, 'If I could, I would.' Say instead, 'If I can, I will.'" -- Jim Rohn

"One good customer well taken care of could be more valuable than $10,000 worth of advertising." -- Jim Rohn

"I find it fascinating that most people plan their vacations with better care than they do their lives. Perhaps that is because escape is easier than change." -- Jim Rohn

"If someone is going down the wrong road, he doesn't need motivation to speed him up. What he needs is education to turn him around." -- Jim Rohn

"Success is not so much what we have as it is what we are." -- Jim Rohn

"We must learn to apply all that we know so that we can attract all that we want." -- Jim Rohn

"Ignorance is not bliss. Ignorance is poverty. Ignorance is devastation. Ignorance is tragedy. Ignorance is illness. It all stems from ignorance." -- Jim Rohn

"Motivation alone is not enough. If you have an idiot and you motivate him, now you have a motivated idiot." -- Jim Rohn

"Nothing teaches character better than generosity." -- Jim Rohn

"My father taught me to always do more than you get paid for as an investment in your future." -- Jim Rohn

bis anfang der sept 2012

jim rohn 2

"Don't just let your business or your job make something for you; let it make something of you." -- Jim Rohn

On WEALTH: "It's not the amount that counts; it's the plan that counts. It's not how much you allocate but how you allocate it." -- Jim Rohn

"Learn to hide your need and show your skill." -- Jim Rohn

"Some people have learned to earn well, but they haven't learned to live well." -- Jim Rohn

"The worst days of those who enjoy what they do are better than the best days of those who don't." -- Jim Rohn

"Life is worthwhile if you stay. You have to stay from spring until harvest. If you have signed up for the day or for the game or for the project-- see it through." -- Jim Rohn

"If someone is going down the wrong road, he doesn't need motivation to speed him up. What he needs is education to turn him around." -- Jim Rohn

"If you don't design your own life plan, chances are you'll fall into someone else's plan. And guess what they have planned for you? Not much." -- Jim Rohn

"The world is a magnificent place. What are you going to do with it?" -- Jim Rohn

"Financial independence is the ability to live from the income of your own personal resources." -- Jim Rohn

"Start from wherever you are and with whatever you've got." -- Jim Rohn

"The few who do are the envy of the many who only watch." -- Jim Rohn

"There is no better opportunity to receive more than to be thankful for what you already have. Thanksgiving opens the windows of opportunity for ideas to flow your way." -- Jim Rohn

"Lifestyle is not an amount; it's a practice." -- Jim Rohn

"Sharpen your interest in two major subjects: life and people. You will only gather information from a source if you are interested in it." -- Jim Rohn

"Where you start in the marketplace is not where you have to stay." -- Jim Rohn

"The more you know, the less you need to say." -- Jim Rohn

"What you become directly influences what you get." -- Jim Rohn

"How long should you try? Until." -- Jim Rohn

"There is no greater leadership challenge than parenting." -- Jim Rohn

"Something will master and something will serve. Either you run the day or the day runs you; either you run the business or the business runs you." -- Jim Rohn

"Some people take better care of their pets than they do themselves. Their animals can run like the wind and they can barely make it up a flight of stairs." -- Jim Rohn

"One of the secrets to success is ideas mixed with inspiration." -- Jim Rohn

"The major value in life is not what you get. The major value in life is what you become. That is why I wish to pay fair price for every value. If I have to pay for it or earn it, that makes something of me. If I get it for free, that makes nothing of me." -- Jim Rohn

"The key factor that will determine your financial future is not the economy; the key factor is your philosophy." -- Jim Rohn

"Don't let the learning from your own experiences take too long. If you have been doing it wrong for the last ten years, I would suggest that's long enough!" -- Jim Rohn

"One of the reasons many people don't have what they want is neglect. Neglect starts out as an infection then becomes a disease." -- Jim Rohn

"Your paycheck is not your employer's responsibility, it's your responsibility. Your employer has no control over your value, but you do." -- Jim Rohn

"After you become a millionaire, you can give all of your money away because what's important is not the million dollars; what's important is the person you have become in the process of becoming a millionaire." -- Jim Rohn

"Don't sell out your virtue and your value for something you think you want. Judas got the money, but he threw it all away and hung himself because he was so unhappy with himself." -- Jim Rohn

"Human beings have the remarkable ability to turn nothing into something. They can turn weeds into gardens and pennies into fortunes." -- Jim Rohn

"You cannot make progress without making decisions." -- Jim Rohn

"Whether you stay six weeks, six months or six years, always leave it better than you found it." -- Jim Rohn

"If you are not financially independent by the time you are forty or fifty, it doesn't mean that you are living in the wrong country or at the wrong time. It simply means that you have the wrong plan." -- Jim Rohn

"Don't spend all of your money a quarter at a time. Save up and buy something special, something fine, something of lasting value, or something that will give you rich memories for a lifetime. Remember, all that candy money can add up to a small fortune." -- Jim Rohn

"We generally change ourselves for one of two reasons: inspiration or desperation." -- Jim Rohn

"The challenge of leadership is to be strong but not rude. Be kind but not weak. Be bold but not a bully. Be thoughtful but not lazy. Be humble but not timid. Be proud but not arrogant. Have humor but without folly." -- Jim Rohn

"Character is not something you were born with and can't change like your fingerprint. In fact, because you weren't born with it, it is something that you must take responsibility for creating." -- Jim Rohn

"Happiness is not an accident. Nor is it something you wish for. Happiness is something you design." -- Jim Rohn

"People often ask me, how do I develop an above-average income? The answer is, become an above-average person." -- Jim Rohn

"Indecision is the thief of opportunity." -- Jim Rohn

"If someone is going down the wrong road, he doesn't need motivation to speed him up. What he needs is education to turn him around." -- Jim Rohn

"If you make a sale you make a living. If you make an investment of time and good service in a customer, you can make a fortune." -- Jim Rohn

"Don't wish it were easier; wish you were better. Don't wish for less problems; wish for more skills. Don't wish for less challenges; wish for more wisdom." -- Jim Rohn

"The only thing worse than not reading a book in the last ninety days is not reading a book in the last ninety days and thinking that it doesn't matter." -- Jim Rohn

"The best advice I ever came across on the subject of concentration is: Wherever you are, be there." -- Jim Rohn

"Economic disaster begins with a philosophy of doing less and wanting more." -- Jim Rohn

"Formal education will make you a living. Self-education will make you a fortune." -- Jim Rohn

"Let the views of others educate and inform you, but let your decisions be a product of your own conclusions." -- Jim Rohn

"Success is not to be pursued; it is to be attracted by the person we become." -- Jim Rohn

"Good service leads to multiple sales. If you take good care of your customers, they will open doors you could never open by yourself." -- Jim Rohn

"Learn how to turn frustration into fascination. You will learn more being fascinated by life than you will be being frustrated by it." -- Jim Rohn

"Don't become a victim of yourself. Forget about the thief waiting in the alley; what about the thief in your mind?" -- Jim Rohn

"My father taught me always to do more than you get paid as an investment in your future." -- Jim Rohn

"The worst kind of arrogance is arrogance from ignorance." -- Jim Rohn

"One person caring about another represents life's greatest value." -- Jim Rohn

"It isn't about what the book costs; it's what it will cost if you don't read it." -- Jim Rohn

"Success is neither magical nor mysterious. Success is the natural consequence of consistently applying basic fundamentals." -- Jim Rohn

"Don't set your goals too low. If you don't need much, you won't become much." -- Jim Rohn

"The philosophy of the rich versus the poor is this: The rich invest their money and spend what is left; the poor spend their money and invest what is left." -- Jim Rohn

"We must all suffer from one of two pains: the pain of discipline or the pain of regret. The difference is discipline weighs ounces while regret weighs tons." -- Jim Rohn

"The formula for disaster is: Could + Should + Won't." -- Jim Rohn

"Fascination is one step beyond interest. Interested people want to know if it works. Fascinated people want to learn how it works." -- Jim Rohn

"The walls we build around us to keep out the sadness also keep out the joy." -- Jim Rohn

"Discipline is the bridge between goals and accomplishment." -- Jim Rohn

"Nourish the mind like you would your body. The mind cannot survive on junk food." -- Jim Rohn

"The greatest source of unhappiness comes from inside." -- Jim Rohn

"Effective communication is 20% what you know and 80% how you feel about what you know." -- Jim Rohn

"The ultimate reason for setting goals is to entice you to become the person it takes to achieve them." -- Jim Rohn

"Happiness is not an accident. Nor is it something you wish for. Happiness is something you design." -- Jim Rohn

"Don't spend most of your time on the voices that don't count, voices that are going to add too little worth to your future. Don't waste time on the shallow and the silly. Tune those voices out and tune in voices that are going to add something to your life." -- Jim Rohn

"Happiness is not an accident. Nor is it something you wish for. Happiness is something you design." -- Jim Rohn

"If you are not willing to risk the unusual, you will have to settle for the ordinary." -- Jim Rohn

"We must risk going too far to discover just how far we can go." -- Jim Rohn

"If you don't like how things are, change it! You're not a tree." -- Jim Rohn

"When you know what you want, and you want it badly enough, you'll find a way to get it." -- Jim Rohn

"Sharing makes you bigger than you are. The more you pour out, the more life will be able to pour in." -- Jim Rohn

"We generally change ourselves for one of two reasons: inspiration or desperation." -- Jim Rohn

"Learn to be happy with what you have while you pursue all that you want." -- Jim Rohn

"Time is our most valuable asset, yet we tend to waste it, kill it, and spend it rather than invest it." -- Jim Rohn

On communication: "Learn to express, not impress." -- Jim Rohn

"Some things you have to do every day. Eating seven apples on Saturday night instead of one a day just isn't going to get the job done." -- Jim Rohn

"What you give becomes an investment that will return to you multiplied at some point in the future." --Jim Rohn

"You cannot succeed by yourself. It's hard to find a rich hermit." -- Jim Rohn

"Practice is just as valuable as a sale. The sale will make you a living; the skill will make you a fortune." -- Jim Rohn

"The greatest gift you can give to somebody is your own personal development. I used to say, 'If you will take care of me, I will take care of you.' Now I say, 'I will take care of me for you, if you will take care of you for me.'" -- Jim Rohn

jim rohn 1

"Sales people should take lessons from their kids. What does the word “no“ mean to a child? Almost nothing." -- Jim Rohn

"The ultimate reason for setting goals is to entice you to become the person it takes to achieve them." -- Jim Rohn

"If you want to be a leader who attracts quality people, the key is to become a person of quality yourself." -- Jim Rohn

"It's best to start the discipline of generosity when the amounts are small. It's easy to give ten cents out of a dollar; it's a little harder to give a hundred thousand out of a million." -- Jim Rohn

"Here's the major problem with going on strike for more money: You cannot get rich by demand." -- Jim Rohn

"Success is neither magical nor mysterious. Success is the natural consequence of consistently applying basic fundamentals." -- Jim Rohn

"Philosophy is the sum total of all that you know and what you decide is valuable." -- Jim Rohn

"Days are expensive. When you spend a day you have one less day to spend. So make sure you spend each one wisely." -- Jim Rohn

"How long should you try? Until." -- Jim Rohn

"Very few of us are authorities on the truth. About the closest that any of us can get is what we hope is the truth or what we think is the truth. That's why the best approach to truth is probably to say, "It seems to me..."" -- Jim Rohn

"Love is much deeper than a feeling. Love is a commitment we make to people to always treat that person right and honorably." -- Jim Rohn

"Leaders, whether in the family, in business, in government, or in education, must not allow themselves to mistake intentions for accomplishments." -- Jim Rohn

"There are only 3 colors, 10 digits and 7 notes; it's what we do with them that's important." -- Jim Rohn

"Lifestyle is not something we do; it is something we experience. And until we learn to be there, we will never master the art of living well." -- Jim Rohn

"Often, the most extraordinary opportunities are hidden among the seemingly insignificant events of life. If we do not pay attention to these events, we can easily miss the opportunities." -- Jim Rohn

"All events affect us, and what affects us leaves an imprint on what we will one day be and how we will one day live." -- Jim Rohn

"It’s okay to send flowers, but don’t let the flowers do all the talking. Flowers have a limited vocabulary. About the best flowers can say is that you remembered. But your words tell the rest." -- Jim Rohn

"Purpose is stronger than object. It's the 'What for?' that's even more powerful than the object. And the more you can describe in detail to stir the emotion and the intellect and the spirit and the soul, then the more powerful the 'what for' is." -- Jim Rohn

"Time is our most valuable asset, yet we tend to waste it, kill it, and spend it rather than invest it." -- Jim Rohn

"The big question is, are we letting ourselves become what we wish to become?" -- Jim Rohn

"Nothing can bring more joy to life than beautifully fulfilling relationships. The depth of meaning, understanding and appreciation that these kinds of relationships bring is almost unfathomable." -- Jim Rohn

"Never begrudge the money you spend on your own education." -- Jim Rohn

"Perseverance is about as important to achievement as gasoline is to driving a car. Sure, there will be times when you feel like you're spinning your wheels, but you'll always get out of the rut with genuine perseverance." -- Jim Rohn

"Fears, even the most basic ones, can totally destroy our ambitions. Fear, if left unchecked, can destroy our lives. Fear is one of the many enemies lurking inside us." -- Jim Rohn

"It's a new day, a new beginning for your new life. With discipline you will be amazed at how much progress you'll be able to make. What have you got to lose except the guilt and fear of the past?" -- Jim Rohn

"No one else "makes us angry." We make ourselves angry when we surrender control of our attitude." -- Jim Rohn

"When it comes to meeting and conquering the negativity in your life, here is a key question: what can you do, starting today, that will make a difference? What can you do during economic chaos? What can you do when everything has gone wrong?" -- Jim Rohn

"Here's what is exciting about sharing ideas with others: If you share a new idea with ten people, they get to hear it once and you get to hear it ten times." -- Jim Rohn

"Humility is a virtue; timidity is a disease." -- Jim Rohn

"We can have more than we've got because we can become more than we are." -- Jim Rohn

"Learn how to separate the majors and the minors. A lot of people don't do well simply because they major in minor things." -- Jim Rohn

"Keep the weeds of negative influence from your life. 'Farm' the seeds of constructive influence." -- Jim Rohn

"Human beings have the remarkable ability to turn nothing into something. They can turn weeds into gardens and pennies into fortunes." -- Jim Rohn

"The major value in life is not what you get. The major value in life is what you become. That is why I wish to pay fair price for every value. If I have to pay for it or earn it, that makes something of me. If I get it for free, that makes nothing of me." -- Jim Rohn

"Success is the process of turning away from something to turn toward something better." -- Jim Rohn

"I found that when you start thinking and saying what you really want then your mind automatically shifts and pulls you in that direction. And sometimes it can be that simple, just a little twist in vocabulary that illustrates your attitude and philosophy." -- Jim Rohn

"Care enough to make a difference. Care enough to turn somebody around. Care enough to change. Care enough to win." -- Jim Rohn

"Attitude determines choice, and choice determines results. All that we are, and all that we can become has indeed been left unto us." -- Jim Rohn

"Pity the man who has a favorite restaurant, but not a favorite author. He's picked out a favorite place to feed his body, but he doesn't have a favorite place to feed his mind!" -- Jim Rohn

"If you want to be a leader who attracts quality people, the key is to become a person of quality yourself." -- Jim Rohn

"We must not mistake kindness for weakness. Kindness isn't weak. Kindness is a certain type of strength." -- Jim Rohn

"The miracle of the seed and the soil is not available by affirmation; it is only available by labor." -- Jim Rohn

"Be brief on the logic and reason portion of your presentation. There are probably about a thousand facts about an automobile, but you don't need them all to make a decision. About a half dozen will do." -- Jim Rohn

"The greatest gift you can give to somebody is your own personal development. I used to say, "If you will take care of me, I will take care of you." Now I say, "I will take care of me for you if you will take care of you for me"" -- Jim Rohn

"Average people look for ways of getting away with it; successful people look for ways of getting on with it." -- Jim Rohn

"Don't take the casual approach to life. Casualness leads to casualties." -- Jim Rohn

"If you don't design your own life plan, chances are you'll fall into someone else's plan. And guess what they have planned for you? Not much." -- Jim Rohn

"Some people claim that it is okay to read trashy novels because sometimes you can find something valuable in them. You can also find a crust of bread in a garbage can, if you search long enough, but there is a better way." -- Jim Rohn

"Our lives are greatly affected by what we know since what we know determines the decisions we will make." -- Jim Rohn

"If you talk to your children, you can help them to keep their lives together. If you talk to them skillfully, you can help them to build future dreams." -- Jim Rohn

"Being enterprising doesn't just relate to the ability to make money. Being enterprising also means feeling good enough about yourself, having enough self worth to want to seek advantages and opportunities that will make a difference in your future." -- Jim Rohn

"To be enterprising is to keep your eyes open and your mind active. It's to be skilled enough, confident enough, creative enough and disciplined enough to seize opportunities that present themselves...regardless of the economy." -- Jim Rohn

"We need the skills to help build our family's dreams, the skills to stir up an enterprise and make it successful. We need skills to build equities for the future. We need skills of all kinds." -- Jim Rohn

"In order to have more, you need to become more. The guy says "If I had a good job I would really pour it on, but I have this lousy job so I just goof off." If that is your philosophy, you are destined to stay there." -- Jim Rohn

"You cannot change the seasons, but you can change yourself." -- Jim Rohn

"There are just a handful of springs that have been handed to each of us. Don't just let the seasons pass by." -- Jim Rohn

"Success is the study of the obvious. Everyone should take Obvious I and Obvious II in school." -- Jim Rohn

"If you learn to set a good sail, the wind that blows will always take you to the dreams you want, the income you want, and the treasures of mind, purse, and soul you want." -- Jim Rohn

"Happiness is both the joy of discovery and the joy of knowing. It's the joy that comes to those who painstakingly designs their lives and then live them with artistry." -- Jim Rohn


Be a Better Entrepreneur — 4 Key Areas for Focused Improvement

Want to be a better entrepreneur? I do. Even though my brother and I have been in the entrepreneurial arena since grade school, we each know that there's always more to learn and always room for improvement. That's one of the most fun parts of being an entrepreneur — it's always changing and evolving. And if you aren't willing to change and evolve with it, you won't last.

So what does it take to implement a process of continual improvement so you can be sure you're a better entrepreneur today than you were yesterday? I think it comes down to improving in a few key areas on a consistent basis. If you focus on getting better in each of the following areas, amazing things will happen in your business.

1. Working smart. If you're an entrepreneur and want to be successful, you know you have to work hard. That's a given. But if you shift your focus to finding ways to work smarter, becoming more efficient, and optimizing your efforts, your hard work will be multiplied many times over. Take a look at your work day and look for opportunities to streamline your activities and improve the return on your time investment.

2. Learning new skills. The day you think you know it all is the day you begin to slide backwards. In our rapidly changing world, it is essential for an entrepreneur to continue improving his or her skill-set. Whether through books, blogs, tele-seminars, workshops, CDs, or any other method for gaining knowledge, take some time each day to learn or improve on a skill. Who knows — you might even discover a hidden talent in the process.

3. Doing what pays. This is an area that many entrepreneurs struggle with. Focusing your time and attention on those tasks and initiatives that drive your business is essential for maximizing your chances of success. If you get caught up in the minutia of daily "maintenance" tasks, you'll never be able to devote sufficient time and attention to what really matters to your business. Start by making a list of everything you do, want to do or know you should do for your business. Then pick out those items that will contribute most to your company's bottom line. Make those items your priority, and move to the next key…

4. Delegating. Are you the type of business owner who thinks, if you want something done right, you have to do it yourself? The problem with that philosophy is that you'll never be able to do it all yourself and drive your business forward at the same time. Find good people — whether employees or outsourced workers — and assign them the tasks that aren't contributing directly to your bottom line. Especially in today's job market, it's not difficult to find skilled, conscientious workers, so there's no excuse for not delegating as much as possible, freeing you up to improve your business.


5 Ways to Focus on Business Momentum, Not Motion

Too many entrepreneurs confuse motion with momentum. We all know someone who repeatedly tells us how "busy" they are, when it's hard to see what they get done. Momentum is moving things forward (mass x velocity). Founders or employees in constant motion, but with no momentum, will kill any startup.

It is true that motion in any direction is often better than no motion at all. But motion without momentum is even less productive than no motion at all. For a more thorough discussion of this phenomenon, see a recent book entitled Fake Work: Why People Are Working Harder than Ever but Accomplishing Less, by Brent Petersen and Gaylan Neilson.

So how do you fight this, and get real momentum going in your startup? Here are some key recommendations:

1. Measure results, not work. Build your business plan and day-to-day operations around real results that are quantifiable and measurable. For example, a result is not forty hours of work, but a prototype complete, partner contract signed, or first customer sale.

2. Focus and prioritize. There will always be more things to do than anyone has hours in a day. Focus means act instead of react, act on the important things. Don't allow yourself to be interrupted by "urgent" issues of the moment, which may not be important.

3. Live the 80/20 rule. Pick the 20% of your important tasks that will deliver 80% of the results. Judiciously apply the 20% of your energy where it will achieve 80% of the momentum you desire. Maintain that balance of work, family, sleep, and unwind.

4. Communicate effectively. People can't do the job you want unless you communicate effectively. So they scurry around trying to look busy, or work on random things that they hope might generate momentum. Tell people what results you expect, tell them how they measure up so far, and tell them how much you appreciate their efforts.

5. Recognize the finish line. Don't burn yourself and everyone out, by continuing a forced march after you pass the finish line, or even a major milestone. Gather your thoughts and savor the small successes along the way.

During the early start-up phase, most of the momentum in a new company derives from the entrepreneur’s own commitment and self-sacrifice. You do almost everything by yourself, and your focus is on building enough cashflow so you can start bringing in people to help you. Watch yourself for wasted motion during this stage.

Cashflow is the element of momentum that allows you to hand over jobs to other people and do more of your core passion jobs, like creating content or designing new products. This creates more value in your business and increasing cashflow — more momentum.

What you then want is for the momentum to compound, with each new employee or outsourcer you hire to help, to give you get more time to create value and ultimately, increase profits. At this point especially is where you need to watch out for fake work, which thrives in less dedicated hires, outdated cultures, and old work processes.

Recent research indicates that across all business organizations, as much as 50% the work that people do in that stage is just motion not related to their company's strategies.  Think of the drag this can put on your momentum.

Starting a new business is a little like taking off for the first time as the pilot of a new airplane. You need to push that throttle all the way to the dashboard until your knuckles are white, but never forget the relationship between motion and momentum.

8 Tips for Finding Focus and Nixing Distractions

Do you find yourself getting to the end of the day and wondering where the time went? Maybe you started out prepared to accomplish some very specific tasks, but somehow you just didn't get to them. Putting out fires and dealing with lesser issues can pull people away from longer-term goals. But if that happens every day, chances are you won’t be in business much longer.

Here are eight ways to prevent letting distractions damage your productivity:

  1. Make and post a list: There's no point in making a list if it ends up under all of your unopened mail at the end of the day. Post it right where you will see it every time you look up, answer the phone or turn to your computer. By keeping it within your field of sight you can also keep it top-of-mind.
  2. Shut your door: I know this seems like the opposite of good management practice. Aren't you supposed to be available to employees when they have a problem? Well, if you aren't focusing on your business they will definitely have a problem — finding another job. Right now as an entrepreneur it's company first, employees second. And maybe if they can't reach you they will take some initiative and solve their own problems.
    Stand up when someone comes into your office: This means that your visitor can't sit down and most people will get tired of standing and leave when their business with you is done. If someone is particularly long-winded despite standing, come around your desk and walk them out the door and down the hall. Then excuse yourself and head back to your office.
  3. Limit outside attention grabbers: How often do you check email, Facebook, your cellphone? Do you take your own calls or leave that to a front-office person? Can potential suppliers get instant access to you when they walk in your office door? Every one of these is pulling you away from your main business. Schedule specific times to address these outside issues so that you have uninterrupted time to do your real job.
  4. Get to the bottom of procrastination: Putting something critical off may be a matter of emotion rather than distractions. Are you afraid that you don't have the skills to accomplish something important to your business? Do you feel that you don't have enough information to do a good job? Are you nervous about the next step after your current project? Really spend time with a pencil and paper looking at the reasons why you aren't tackling something and then figure out how to fix them.
  5. Take small bites: This is anti-procrastination advice but it's true whenever you have a hectic work day and don't seem to get to those large projects. If you get started, you can accomplish more than you think with an extra 15-20 minutes every now and then throughout the day. Don't wait for large blocks of time to get started or you may never get to it.
  6. Clear your desk: if you're ready to dive into a large project, clear your work area of other smaller duties. It's so easy to catch sight of something that will only take a couple of minutes and stop working on the big stuff to address the little things. Don't let visual distractions cost you important focused time.
  7. Just do it: Close your door, turn off your phone, clear your desk and get started. Put a sign outside your office door with something like, "If it's not bleeding, burning or quitting, tell me tomorrow." If you remove all excuses and distractions, you may actually accomplish some of your main business goals even sooner than you expect.

10 Top Reasons Why First-Time Entrepreneurs Fail

"For entrepreneurs -- especially those just starting out -- businesses succeed as much as they fail. I’ve seen this time and again as a mentor and entrepreneur. But statistics also suggest that the failure rate for new startups within the first five years is as high as 50 percent.

Of course, real entrepreneurs treat business failure as a milestone on the road to success. They count on learning from their mistakes, and use the experience to move to the next idea. But why not learn from the mistakes of others, without all the pain and suffering?

Here is my list of 10 top startup failure causes -- and how to avoid them:

1. No written plan. Don’t believe the myth that a business plan isn’t worth the effort. The discipline of writing down a plan is the best way to make sure you actually understand how to transform your idea into a business.

2. Slim or no revenue model. Even a non-profit has to generate revenue (or donations) to offset operating costs. If your product is free, or you lose money on every sale, it’s hard to make it up in volume. You may have the solution to world hunger, but if your customers have no money, your business won’t last long.

Related: 8 Tips for Finding Focus and Nixing Distractions

3. Limited business opportunities. Not every good idea can become a blockbuster business. Just because you passionately believe that your product or service is great, and everyone needs it, doesn’t mean that everyone will buy it. There is no substitute for market research, written by domain experts, to supplement your informal poll of friends and family.

4. Can’t execute. When young entrepreneurs come to me with that “million dollar idea,” I have to tell them that an idea alone is really worth nothing. It’s all about the execution. If you’re not comfortable making hard decisions and taking risks, you won’t do well in this role.

5. Too much competition. Having no competitors is a red flag -- it may mean there’s no market -- but finding ten or more with a simple Google search means your area of interest may be a crowded. Remember, sleeping giants can wake up. So, don’t assume that Microsoft or Procter & Gamble are too big and slow for you to worry about.

Related: How to Craft a Business Plan That’ll Turn Investors’ Heads

6. No intellectual property. If you expect to seek investors, or you expect to have a sustainable competitive advantage against giants in your industry, you need to register for patents, trademarks and copyrights, as well as enlist non-compete and non-disclosure agreements to protect trade secrets. Intellectual property is also often the largest element of early-stage company valuations for professional investors.

7. An inexperienced team. In reality, investors fund people, not ideas. They look for people with real experience in the business domain of the startup, and people with real experience running a startup. If this is your first time around, find a partner who has “been there and done that” to balance your passion and bring experience to the team.

8. Underestimating resource requirements. A major resource is cash funding, but other resources, such as industry contacts and access to marketing channels may be more important for certain products. Having too much cash, not managed wisely, can be just as devastating as too little cash. Don’t quit your day job until new revenue is flowing.

Related: How to Know When It’s Time to Walk Away

9. Not enough marketing. Having a slick word-of-mouth marketing strategy isn’t enough to make your product and brand visible in the relentless onslaught of new media out there today. Even viral marketing costs real money and time. Without effective and innovative marketing across the range of media, you won’t have customers -- or a business.

10. Giving in too early. In my experience, the most common cause of startup failure is the entrepreneur just gets tired, gives up and shuts down the company. Despite setbacks, many successful entrepreneurs like Steve Jobs and Thomas Edison kept slugging away on their vision until they found success.

How to Stop Over Thinking and Get Things Done

When you face a big decision in your business, it's easy to start over thinking. As we debate the pros and cons, we often get stuck rehashing the same arguments in lieu of making a choice. Effective leaders develop the confidence to take decisive action, a skill that makes them more productive.

"Ambivalence is often used as a form of procrastination," says Hillary Rettig, a productivity coach for entrepreneurs and author of The 7 Secrets of the Prolific (Infinite Art, 2011).

That ambivalence can harm your company's bottom line. "Often, when we spin our wheels, we're moving away from profitable activities, and toward unprofitable ones," Rettig says.

As a leader, you're looking for the sweet spot between rash and overwrought decisions. You want to do your research, consult your team, and lay out clear options, but you don't want to get bogged down deciding which option is best. 

If you find yourself over-thinking a big decision (as we all do sometimes), here are three ways to break the cycle: 

1. Focus on being adaptable, not perfect. Many over-thinkers are looking for the "right" answer, or the solution that will guarantee success. "Leaders have to acknowledge that it is, in fact, impossible to prepare for every outcome," Rettig says. Even careful decisions often have unintended consequences.

Instead, aim to be adaptable. "The trend in business is now definitely toward 'lean' planning," Rettig says, meaning that you want to release quickly and iterate often. That strategy relieves the burden on individual decisions and gives you more power to change course once you get new information.

2. Embrace the possibility of failure. Over-thinkers wind up arguing and negotiating against themselves, creating an endless cycle. Their arguments are meant to prevent failure, but ironically invite it instead. "(That strategy is) very ineffective and doomed to fail," Rettig says. To release yourself from the paralysis of over-thinking, you need to be comfortable with the fact that any and all of your options could lead to failure.

Take the fear of failure off the table by thinking of failure differently. Rather than seeing it as an end point, think of it as a beginning. See it as new information that gives you an opportunity to adapt and improve -- an expected step toward success.

3. Listen to your gut instinct. Ultimately, you need to make a choice based on what feels right to you. "Nearly all the time, when someone is ambivalent, it's because they're trying to convince themselves to do something they don't want to do, or not to do something they want to do," Rettig says.

If you're not sure what you really want to do, toss a coin. As flippant as it sounds, as soon as the coin lands, you'll either be relieved or wish it had landed on the other side. Your gut instinct has the wisdom of your experience and expertise -- trust it.  

12Surprising Signs You Could Be an Entrepreneur

Almost every article ever written about entrepreneurship suggests that it's not for everyone. And yet the articles go on to list attributes that many successful people possess as the traits commonly associated with great entrepreneurs, such as a strong work ethic, persistence, persuasiveness and discipline.

For 25 years, I have studied entrepreneurs and discovered that what contributed to their incredible success was not what society typically considers assets. People like John D. Rockefeller, Henry Ford and Oprah Winfrey didn't achieve greatness by possessing the traits and following the narrow path recommended by management gurus.

So, don't believe everything others say about you or how they label you. Maybe your supposed liabilities are really your assets. Here are 12 signs many people might consider a liability, but which can actually be indications that you are meant to be an entrepreneur. 

1. Hate the Status Quo – It doesn't make sense to you that something has been done the time-honored way with no explanation why. You are not someone who wants to just go through the motions or sit by idly. Nor do you like following the pack.

2. Easily Bored - You find yourself easily bored, and others start viewing you as a problem. But nothing is wrong with you except that you are bored with activities that aren't up to your abilities and aren't challenging. That's why you hated most of the classes you ever attended. Think Bill Gates who dropped out of college to become one of the richest men in the world.

3. Fired from Jobs – You're too creative for your own good when it comes to working for others, and you may have some history, as I do, of losing jobs. Being just a cog in wheel is very difficult for you because you want to create something others can be inspired by and contribute to.

4. Labeled a Rebel - You know that greatness resides outside the lines of conformity and don't think that policies, laws and regulations apply to you. You have been described as a rebel and rule breaker and would defy gravity if you could. 

5. Resist Authority - You have a lifelong record of resisting authority from your parents, teachers and bosses. You don't go along with the agreed upon norms of the group or community you work and live in. 

6. Ready to Improve Everything - You always see how you could do things better. In addition, you are opinionated and freely give your two-cents about your better way of doing things--even when you're not asked. 

7. Bad at Making Small Talk - You have difficulty making the kind of small talk that so many people get comfort from. This social pattern of relationship and rapport building seems like a waste of time to you and makes you uncomfortable.

8. Bullied in Your Youth - You may have been heavily criticized, picked on and even bullied as a child or teenager. This has caused you to be driven to excel and to prove to the world that you are indeed a force to be reckoned with.

9. Obsessive - You may have been labeled obsessive/compulsive because when you get started on something you have difficulty letting go. Don't let anyone convince you that this is a disease or deficiency. All of the great entrepreneurs become completely immersed in their vision. Howard Schultz stuck with Starbucks even when his family tried to persuade him not to.

10. Scared to Go Solo - The entrepreneur in you is scared of going out on your own—and also terrified of not doing so. This fear is so common in our society because we've been conditioned to think that entrepreneurship is much riskier than getting a "good job." The reality is there is instability in both. 

11. Unable to Unwind - You can't go to sleep at night because you can't turn your thoughts off. An idea may even manifest itself in your dreams. The next morning you find yourself still consumed with that idea, distracting you from the job you're supposed to be doing.

12. Don't Fit the Norm - You have always been a bit uncomfortable in your own skin. Until you get used to the idea that you are in fact different from most people, it could prove to be a problem--or exactly the motivation you need to acknowledge the entrepreneur screaming to get out.

نوسانگیر

در یکی از وبلاگها داشتم گشت میزدم که شعر زیر توجه مرا جلب کرد

نوسانگیرم من روزگارم بد نیست تكه سهمی دارم، خرده سودی، سر سوزن مارجین کارگزاری دارم، بهتر از برگ کلم دوستانی، بهتر از گرگ و شغال و سهامی كه در این نزدیكی است لای این قند و شکر، پای آن ذوب بلند روی شتران و غپاک، روی مارون و شخارک من طمعکارم عشق من پول و دلار سهم من فجر و کچاد قلرست قندِ شکرپاره ی من نوسان با اعتبار کارگزار می گیرم در خریدم جریان دارد مکر، جریان دارد ظلم حرص از پشت کلامم پیداست همه ذرات وجودم متقلب شده است من سهامم را آن زمانی بخرم كه فروشنده اش از تنگی دست به خودش می پیچد و سرِ ظهر همه گیج و هراسان شده اند نوسانگیرم من پیشه ام نقاشی است گاه گاهی سبدی می سازم با سهمم، می فروشم به شما که به تعدیلی كه در آن زندانی است ذهنتان تازه شود چه خیالی، چه خیالی، ... دانم سفره ام بی نان است خوب می دانم این پرتفوی من بی جان است

سخنان نیچه در مورد آزادی

همه چیز آزاد است؛ تو می توانی، زیرا می خواهی


حقیقت مانندی [حقیقت نمایی] نه حقیقت؛ آزادی نمایی، نه آزادی؛ همین دو میوه اند كه به واسطه ی آنها نمی توانیم درخت معرفت را با معرفت با درخت زندگانی یكی كنیم.

تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دود، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.

همه ی كامیابی ها بر زمین و دوستان، رهاورد نبرد اند! آری، برای دوست شدن به باورت نیاز است! یكی از این سه، دوستانند: برادران به وقت نیاز، بی تفاوتان در برابر دشمن و آزادگان در برابر مرگ! 

انسان های آزاده، دل شكسته و پر غرور، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می كنند.
 
ارزشها و تغییرات آن به افزایش قدرت كسانی كه ارزشها را مقرر می دارند؛ مربوط می شوند. میزان ناباوری؛ میزان آزادی اندیشه ی مجاز بیانی از افزایش قدرت است. هیچ انگاری، آرمانی متعلق به بالاترین درجه ی قدرتمندی روح است و سرشارترین زندگی، گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز.

آدمی با رنج عمیق درونی از دیگران جدا می شود و والا می گردد. انسان های آزاده، دلِ شكسته و پر غرور خود را پنهان می كنند.

كسی كه دلش را به بند بكشد جانش را آزاد كرده است. 

كسی كه "اقرار می كند" از بند خود آزاد می شود و آن كس كه به گناه خود "اقرار می كند" فراموش می كند. 

اگر توجه كنیم كه نیروی جوانان بی صبرانه در انتظار انفجار و آزاد شدن است، دیگر از اینكه تصمیم گیریهای آنان فاقد ظرافت كافی و بصیرت لازم است دچار تعجب نخواهیم شد.

نیاز به كسب اطمینان در برابر نوسان هول انگیز ثروت باعث می شود در برابر مرد ثروتمند و صاحب نفوذی كه آماده است تا سكه ای طلا پرتاب كند دستهای آزاده ترین مرمان هم دراز شود.

نشان آزادی به دست آمده چیست؟ دیگر از خود شرمسار نبودن.

بهترین چیز در یك پیروزی بزرگ آن است كه فاتح را از ترس شكست آزاد می سازد.

كشیش خلع لباس شده و جانیِ آزاد شده همیشه نقابی بر چهره دارند. آنچه كه آنها نیاز دارند چهره ای بدون گذشته است.

انسان آزاده می تواند خوب یا بد باشد، اما انسان غیر آزاده ننگ طبیعت است و كوچكترین آرامش، خواه آسمانی یا زمینی، وجود ندارد. 

آزادگی هرگز با معجزه از آسمان نصیب ما نمی شود. 

آن كس كه می خواهد آزاده باشد، تنها از طریق توانایی های خود می تواند آزاده شود.

ما نیز باید زندگی و حیاتی داشته باشیم كه نسبت به خود ما حق داشته باشد. ما نیز باید آزاد و بدون ترس باشیم و با بذری كه در خویشتن خویش داریم رشد كنیم و شكوفا شویم. 

The human being’s mission to achieve freedom is not to stand in line but to disrupt the queue

You, all the asylum seekers that live under inhumane conditions in Germany and see your lives and the lives of your children going through a gradual death, you who like prisoners are kept in asylum seekers’ camps, facing all the Apartheid discriminatory conditions that treat you like second class citizens, you who expect your deportation order to arrive at any moment, you who stand at the lowermost layers of the society, carrying all the weight of the unfair society on your shoulders, whilst the only thing you are allowed to do is to obey the cruel and inhuman rule of limited travelling range, NOW is the time to rise up against all this!
NOW is the time of our uprising because we do not want to passively witness the death of one of us, since the inhumane treatment of the asylum seekers in Germany can lead any human being to a gradual or a sudden death. Now after 5 months since the start of the asylum seekers’ protest in Germany, that began on 19th of March 2012 in Würtzburg and inspired asylum seekers of other cities to rise up, the movement strengthened by the resistance and perseverance of the asylum seeker is going to aim for a much bigger step.

We will NOT respect the laws that do not respect us as human beings

The striking asylum seekers all over the Germany who have initiated a strong and coordinated joint protest, have decided to launch a new action on 8th of September: on this day asylum seekers will move towards Berlin from 2 different routes and after gathering in this city they will show to the German government that any action towards implementation of the inhumane deportation law will be responded back by the asylum seeker’s movement and will not remain unopposed. They will shout louder than ever that they will continue their struggle until the asylum seekers’ camps with their catastrophic conditions are abolished. In fact by gathering in Berlin, the asylum seekers will actively disobey the discriminatory law of limited travelling range, which forces the asylum seekers to remain within a certain area. This well coordinated action, which is solely organized by the asylum seekers themselves and is independent of any political party or group, will be a way to strongly voice the opposition against the ‘limited travelling range’ law.
As mentioned before, the march towards Berlin will start simultaneously from 2 separate routes:  one in which asylum seekers will walk from Würzburg towards Berlin and the other where they will use transportation means and will pass through west of Germany. The two marches will arrive at the same time in Berlin and will join each other. This action will first  be launched by the asylum seekers from two provinces of South Germany (Bayern and Baden-Württemberg), but will not remain limited to only these two provinces. All asylum seekers living in camps and places that are on the way to Berlin will be visited and they will all be invited to join the protest.
We call all the asylum seekers who like us will no more bear the inhuman conditions and have in different ways revolted against them, to join us so that by uniting our forces we can bring the decades of struggles for the asylum seekers’ rights to its long awaited goal.
In Berlin we will stand hand in hand and in solidarity and we will once more announce our legitimate demands;

- we demand the abolishment of all the asylum seekers’ camps in Germany
- deportation is an inhumane law, a law that solely serves the political and economic interests of those who are in power, this law must be abolished
- we demand that the law of the limited free travelling of the asylum seekers is abolished.
To all asylum seekers, refugees and immigrants in Germany:
we have all left our countries for different reasons, and we all came to this country hoping for a better and safer life. Most of us have come from thousands of kilometers away to this place, going through all sorts of  agony, danger and suffering to get here. We have tolerated all the hardship hoping for a better life in future. It is perhaps now the time to wear the same shoes we were wearing when we crossed all the borders on the way to here, it is perhaps now the time to travel for some more tens of Kilometers ahead, this time not alone but all together towards creating a better world.
To the asylum seekers of southern provinces: on 8th of September we will all gather in Würtzburg and will be looking forward to all and each of you joining us.
The asylum seekers of other provinces who share our concerns: we will do our best to come to your camps and to move together with you towards Berlin.
For more information please contact:
Contact for South and East Germany

Email:Ashkan.Khorasani@gmail.com
Tel: 017679837911
Contact for North and West Germany

Email:cheislive@gmail.com
Tel:017669381085
Coordinating committe of the strikning asylum seekers  in Germany

Um Freiheit zu erreichen, darf der Mensch nicht in Reih und Glied stehen, sondern muss die Reihe dur

Ihr, all die Asylsuchenden, die unter unmenschlichen Bedingungen in Deutschland leben und zuschauen wie euer Leben und das eurer Kinder einen langsamen Tod entgegen gehen, ihr, die wie Gefangene in Lagern gehalten werdet, im Angesicht all der diskriminierenden Bedingungen, die euch zu Bürgern zweiter Klasse machen, ihr, die jeden Moment die Abschiebung fürchtet, ihr, die auf der untersten Stufe einer ungerechten Gesellschaft steht und all ihr Gewicht auf euren Schultern tragt, -während ihr der grausamen und unmenschlichen Residenzpflicht gehorchen müsst: JETZT ist die Zeit gekommen, gegen all das aufzustehen.

JETZT ist die Zeit aufzustehen, weil wir nicht länger passiv Zeugen des Todes eines von uns sein möchten, denn die unmenschliche Behandlung der Asylbewerber in Deutschland kann jeden von uns in den Tod treiben.

Die Asylbewerberproteste begannen am 19. März 2012 in Würzburg und haben Asylbewerber in vielen anderen Städten dazu inspiriert, ebenfalls aufzustehen. Nun, 5 Monate später, ist die Bewegung, gestärkt durch die Hartnäckigkeit und den Widerstand der Flüchtlinge, bereit, einen nächsten, viel größeren Schritt zu tun.

Wir werden keine Gesetze respektieren, die uns nicht als Menschen respektieren.

Die streikenden Flüchtlinge in ganz Deutschland, die einen starken und koordinierten gemeinsamen Protest begonnen haben, haben beschlossen am 8. September eine neue Aktion zu starten: Ab diesem Tag werden Asylsuchende auf 2 verschiedenen Routen nach Berlin marschieren um dort der deutschen Regierung zu zeigen, dass auf jede Anwendung des unmenschlichen Abschiebegesetzes eine Reaktion der Bewegung folgen wird. Die Flüchtlinge werden lauter schreien denn je, sie werden ihren Kampf weiterführen, bis die Lager mit ihren katastrophalen Bedingungen geschlossen werden. Mit der Versammlung in Berlin werden die Flüchtlinge aktiv gegen die diskriminierende  Residenzpflicht verstoßen, die sie zwingt, sich in einem bestimmten Bereich aufzuhalten.

Diese gut koordinierte Aktion wird allein von Asylsuchenden selbst organisiert und ist unabhängig von jeglichen politischen Parteien oder Gruppen.

Wie oben erwähnt, wird der Marsch nach Berlin gleichzeitig auf 2 verschiedenen Routen stattfinden: Auf der einen werden Flüchtlinge von Würzburg nach Berlin marschieren. Die andere führt mit Transportmitteln über die Flüchtlingslager Westdeutschlands. Beide Gruppen werden gleichzeitig in Berlin ankommen und dort zusammentreffen. Diese Aktion wird zunächst von Asylbewerbern aus Bayern und Baden-Württemberg ausgehen, wird sich aber nicht auf diese beiden Bundesländer beschränken. Alle Asylbewerber die in Lagern oder Städten auf dem Weg nach Berlin leben, werden besucht und eingeladen, am Protest teilzunehmen.

Wir rufen alle Flüchtlinge auf, die wie wir diese unmenschlichen Lebensbedingungen nicht mehr ertragen und auf verschiedenste Art dagegen gekämpft haben, sich uns anzuschließen. So können wir mit vereinten Kräften die jahrzehntelangen Kämpfe um menschenwürdige Asylrechte zu ihrem langersehnten Ziel zu führen.

In Berlin werden wir solidarisch Hand in Hand nochmals unsere berechtigten Forderungen vortragen:

-   Abschaffung aller Flüchtlingslager in Deutschland

-   Abschaffung der Abschiebegesetze. Abschiebung ist unmenschlich und dient nur den politischen und ökonomischen Interessen der Mächtigen

-   Abschaffung der Residenzpflicht

An alle Asylbewerber, Flüchtlinge und Immigranten in Deutschland:

Wir alle haben unsere Länder aus verschiedensten Gründen verlassen und kamen in dieses Land in der Hoffnung auf ein besseres und sicheres Leben. Die meisten von uns haben Tausende von Kilometern zurückgelegt, haben dabei alle möglichen Qualen, Gefahren und viel Leid ertragen. Wir haben das alles in Kauf genommen in der Hoffnung auf eine bessere Zukunft. Nun ist es vielleicht an der Zeit, dieselben Schuhe anzuziehen, die wir auch auf unserer Flucht getragen haben. Nun ist es vielleicht an der Zeit noch ein paar mehr Kilometer zu laufen, diesmal aber nicht alleine, sondern alle gemeinsam für eine bessere Welt.

An die Asylbewerber der südlichen Bundesländer,  Am 8. September werden wir uns alle in Würzburg treffen und wir freuen uns über jeden Einzelnen, der uns begleitet.

An die Asylbewerber der anderen Bundesländer, die unser Anliegen teilen: Wir werden unser Bestes geben, zu euren Lagern zu kommen um mit euch gemeinsam nach Berlin zu reisen.

Süd- und Ostdeutschland
Ashkan.Khorasani@gmail.com
Tel. 0176 – 798 379 11

Nord- und Westdeutschland
cheislive@gmail.com
Tel. 0176 – 693 810 85
Das Organisationskommitee der streikenden Asylbewerber in Deutschland

رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی، در صف ایستادن نیست بلکه بر هم زدن صف است.

ای پناهجویانی که در شرایط غیر انسانی‌ پناهندگی در کشور آلمان، زندگی‌ و آینده خود و فرزندانتان را دچار مرگ تدریجی‌ می‌بینید، در کمپ‌های پناهندگی همچون زندانیان در شرایط آپارتاید هویتی و شهروندی درجه۲ به سر میبرید، هر لحظه در انتظار حکم غیر انسانی‌ دیپورت قرار دارید، در آخرین لایه اجتماعی این جامعه جای گرفته اید و در حالی تمام وزن این جامعه را بر دوش می کشید که صرفا موظف به اطاعت قوانین غیر انسانی همچون محدوده تردد می باشید، اکنون وقت خیزش علیه همه این بی‌ عدالتی ها است.آری اکنون وقت برخاستن است چرا که دیگر نمی خواهیم به صورت منفعلانه شاهد خودکشی پناهجویی باشیم که شرایط و قوانین انسان کش حاکم بر زندگی پناهجویان در آلمان، هر انسانی را به مرگ آنی و یا تدریجی سوق می دهد.
اکنون پس از 5 ماه اعتصاب پناهجویان در سراسر آلمان (آغاز اعتصابات پناهجویان در شهر وورتسبورگ به تاریخ 19 مارس ۲۰۱۲ ) و گسترش انگیزه اعتراضی در میان پناهحویان مختلف در شهرهای دیگر این کشور،این جنبش می رود که با اتکا به مقاومت و پایداری پناهجویان، قدمی بزرگتر و بلندتر بردارد.

ما به قوانینی که به انسان بودن مان احترام نمی گذارند، احترام نخواهیم گذاشت.

پناهجویان اعتصابی که در سراسر آلمان دست به اعتصابی هماهنگ و قدرتمند زده اند تصمیم دارند که در روز 8 سپتامبر 2012 حرکتی در دو مسیر مجزا را به سمت شهر برلین آغاز کنند و با تحصن در این شهر به دولت آلمان نشان دهند که هرگونه اقدام دولت برای اجرای قانون ضد انسانی دیپورت، پاسخی درخور از سوی جنبش پناهجویی به همراه خواهد داشت و با صدایی بلند تر از همیشه فریاد بزنند که تا برچیده شدن کمپ های اسف بار پناهجویی دست از مبارزه بر نخواهند داشت. پناهجویان اعتصابی آلمان در شهر برلین به گرد هم خواهند آمد و برای این گردهمایی، به طور عملی متن قانون محدوده تردد را، که طبق آن هر پناهجو موظف به زندگی اجباری در محدوده ای مشخص می باشد، زیر پا خواهند گذاشت و طی یک حرکت هماهنگ و برنامه ریزی شده،که فارغ از هرگونه دخالت حزبی و گروهی صرفا به دست پناهجویان پیشبرده خواهد شد، برای برداشتن قانون محدوده تردد به گرد هم خواهند آمد.
همانطور که گفته شد این گردهمایی از دو مسیر مجزا عبور خواهد کرد که مسیر اول مسیری پیاده از شهر ورتسبورگ، بعنوان شمالی ترین شهر ایالت بایرن به مقصد برلین خواهد بود و مسیری دیگر توسط وسایل نقلیه از غرب کشور آلمان خواهد گذشت و هر دو در یک زمان مشخص، در شهر برلین به یکدیگر خواهند پیوست. این حرکت توسط پناهجویان دو استان جنوبی کشور آلمان (بایرن و باتن بوتنبرگ)، که بناست از شهر ورتسبورگ استان بایرن آغاز کننده این حرکت باشند شروع خواهد شد اما مختوم به این دو ایالت نخواهد بود. طی این حرکت اعتراضی قرار است که از پناهجویان مستقر در کمپ های شهرهایی که این دو مسیر از آنها عبور می کنند دعوت حضوری برای پیوستن به چنین اعتراضی بعمل آید.

به همین منظور از تمام پناهجویانی که همچون ما، قوانین ضد انسانی پناهندگی را بر نتافته اند و تا کنون به هر شیوه و طریقی، در برابر این قوانین دست به اعتراض زده اند دعوت می کنیم تا در این راه با ما همراه شوند تا بتوانیم در نبردی مشترک و شانه به شانه، مبارزه چندین ساله برای حقوق پناهجویان و مهاجران را به نتیجه ای مطلوب برسانیم.

در برلین بازو به بازو خواهیم ایستاد تا مطالبات بر حق خود را به دست آوریم.مطالباتی که از روز نخست اعتصابات به دنبال تحقق آنها بوده و امروز مصمم تر از همیشه فریاد می زنیم:
-ما خواستار برچیده شدن کمپ‌های پناهندگی در سرتاسر آلمان هستیم-
-قانون دیپورت قانونی غیر انسانی و وابسته به مراودات سیاسی/تجاری قدرتمداران است و باید که برداشته شود-
ما خواستار لغو قانون محدوده تردد هستیم-

پناهجویان،پناهندگان و مهاجران ساکن کشور آلمان
همه ما به دلایل مختلف کشور خود را ترک کرده ایم و به امید داشتن زندگی امن و سالم به این کشور آمده ایم.اکثر ما راهی کشنده،مخاطره آمیز و طاقت فرسا با فاصله ای چند هزار کیلومتری را تا بدینجا طی نموده ایم تا شاید که زندگی جدید و بهتری را تجربه کنیم. وقت آن رسیده است که کفش هایی را که با آن مرز های بسیاری را پشت سر گذاشته ایم، دوباره به پا کنیم و چند ده کیلومترِ دیگر را،این بار نه به تنهایی که با هم برای ساختن دنیایی بهتر پشت سر بگذاری.
پناهجویان ساکن دو ایالت جنوبی کشور آلمان،بایرن و باتن بوتنبرگ، ما در روز 8 سپتامبر در شهر ورتسبورگ جمع خواهیم شد و برای برداشتن قدم به قدم این راه، چشم به حضور تک تک شما خواهیم بست
پناهجویان ایالت های دیگر کشور آلمان که در این دغدغه با ما سهیم هستید، همه تلاشمان این است که به کمپ های شما بیاییم تا با شما،برای شکل دهی تحصنی بزرگ و فراگیر به سمت برلین حرکت کنیم

اطلاع از جزئیات این حرکت از طریق تماس های زیر ممکن است:
ایمیل و شماره تماس جنوب و شرق آلمان:
017679837911
Ashkan.Khorasani@gmail.com
ایمیل و شماره تماس شمال و غرب آلمان:
017669381085
cheislive@gmail.com

کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان در کشور آلمان


„ They make a party, when I’m dead“

Am 16.09.2010 besuchten wir, die MitarbeiterInnen einer Flüchtlingsberatungsstelle und der Karawane Jena, das Flüchtlingslager in Gerstungen (Wartburgkreis / Thüringen).
Eigentlich waren wir gekommen, um den jungen afikanischen Mann Banga zu unterstützen. Dieser hatte durch Polizeigewalt vor einigen Jahren erst das eine Augenlicht verloren und ist, infolge einer Operation, welche durch eine fortschreitende Zuckerkrankheit nötig geworden war, auch auf dem zweiten Auge erblindet. Der Mann lebt im Isolationslager Gerstungen ohne ausreichende Betreuung und Versorgung und in ständiger Angst abgeschoben zu werden.
Als wir vor Ort sind, wird schnell klar, dass die Lebenssituation der Flüchtlinge in dieser heruntergekommenen Unterbringung nicht nur für Banga ein großes Problem darstellt, sondern für alle ca. 80 BewohnerInnen unerträglich und absolut menschenunwürdig ist. Es folgt ein kurzer Bericht.

Die baulichen und hygienischen Bedingungen

Die Bausubstanz des Hauses, welches Teil eines ehemaligen Kasernengeländes ist, weist von innen und aussen massive Verfallserscheinungen auf. Der Putz bröckelt von den Wänden, Treppengeländer, Einrichtungsgegenstände und viele Fenster sind zerbrochen. In den Bädern und Toiletten schimmelt es. Schäden an Abflussrohren oder Elektrik sind notdürftig geflickt. Die hygienischen Bedingungen für Babies, Kinder, Frauen und Männer sind katastrophal.
Es gibt für die Frauen pro Etage einen Gemeinschaftstoilettenraum mit einer Dusche. Keine einzige Toilettentür ist verschliessbar. Die Dusche selbst befindet sich hinter einem verschimmelten Vorhang. Da es hier absolut keine Privatsphäre gibt, haben weibliche Personen Angst, die Toiletten und die Dusche ohne Begleitung zu benutzen. BewohnerInnen berichten, dass es schon häufiger zu Belästigungen kam.
Die Duschsituation für die Männer ist genauso schockierend; man muss eine Kellertreppe hinunter gehen und einen langen, dunklen muffigen Gang folgen. Schliesslich befindet man sich in einem kalten, kahlen und vollständig ausgekachelten Duschraum. Beim Anblick des Raumes denken wir sofort an die Duschen eines Konzentrationslagers. An den Wänden sind mehrere Duschrohre installiert. Es gibt keine Duschköpfe. Das Wasser kommt in Form eines harten Strahls direkt von oben auf die Köpfe der duschenden Männer. Einige Männer zeigen uns ihre kahlen Stellen auf dem Vorderkopf, welche durch langjähriges Duschen unter diesen Bedingungen entstanden sind. Ein Teil der Kellerfenster ist zerbrochen und es besteht kein Zweifel darüber, wie kalt es hier zu jeder Jahreszeit ist. Es gibt keine Spiegel, Ablagen oder Haken für Kleidung, Waschzeug oder Handtücher. Schon fast überflüssig scheint es zu erwähnen, dass der Boden sowie Abflüsse und Wände total verschmutzt sind.

Hinzu kommt, dass das warme Wasser im ganzen Haus ab 22.00 Uhr abgestellt und erst morgens um 6.00 Uhr wieder angestellt wird. Bereits zu diesem Zeitpunkt, es ist jetzt ca. 19.00 Uhr, stellen wir fest, dass in der Küche im Erdgeschoss nur noch kaltes Wasser fließt.

Die BewohnerInnen

Es gibt auffällig viele Kleinkinder, Kinder und Jugendliche hier. Nachforschungen ergeben, dass hier im Jahr 2007 offiziell 44 Kinder untergebracht waren. Wir vermuten, dass es jetzt nicht viel weniger sind. Allerdings gibt es keinen Ort, an dem sich die Kinder und Jugendlichen ihrem Alter entsprechend aufhalten können. Es gibt weder den gesetzlich vorgeschriebenen Spielraum noch gibt es einen Gemeinschaftsraum. Daher spielen die Kinder in den vollgestellten schmutzigen Gängen und in den ohnehin schon viel zu engen Wohnräumen der Familien. Kaputte Treppengeländer wurden von den BewohnerInnen mit Wäscheleinen und Klebeband notdürftig repariert, so dass die Kleineren nicht runterfallen können.
Die meisten BewohnerInnen müssen hier schon seit vielen Jahre ausharren. Sie warten oft seit 5, 8, 11 und sogar 17 Jahren auf eine Aufenthaltserlaubnis, die ihnen endlich ein würdiges Leben ermöglichen würde. Die jetzigen Lebensbedingungen hingegen sind unerträglich. Es herrschen Enge und Perspektivlosigkeit, die sich sehr schlecht auf das Wohlbefinden der Menschen auswirken. Niemand hat die Möglichkeit sich zurückzuziehen. Ganze Familien müssen gemeinsam in einem Zimmer schlafen. Aufgrund der schlechten Hygiene hat man Angst, die saniären Einrichtungen und die Küche zu benutzen. Ein Familienvater erzählt, dass seine neunjährige Tochter seit vielen Jahren an Asthma und Neurodermitis leidet. Ihre Kinderärztin hat in einem Attest bestätigt, dass die Erkrankungen mit den Wohnverhältnissen zusammenhängen. Das Mädchen muss ständig Medikamente einnehmen und reagiert unter anderem auf Hausstaubmilden, die sich in ihrem jetzigen Umfeld kaum bekämpfen lassen.
Auch seine Frau ist erkrankt. Ihr Hausarzt hat ihr eine Depression aufgrund der permanenten Angst um den Aufenthalt und die anhaltend schlechten Wohnverhältnisse bescheinigt. Sie weint viel und ist verzweifelt, die jahrelange Ungewissheit um den Aufenthalt und das Leben im Wohnheim machen sie krank. Sie möchte gern arbeiten gehen, doch aufgrund der Duldung kann sie keinen Integrationskurs besuchen und im Wohnheim wird kaum Deutsch gesprochen. Es ist sehr schwer mit einer Duldung eine Arbeit zu finden. Aber auch wenn man Arbeit gefunden hat und seine Familie selbständig ernähren kann, werden Anträge auf Einzelunterbringungen zurückgewiesen. Es wird dann für diese Art von Zwangsunterbringung sogar Miete eingefordert. Die Familie musste 525,oo € Miete für 32 m² zahlen. Wir fragen nach Unterstützung von aussen, z.B. durch AnwältInnen. Man sagt, man bezahle AnwältInnen, aber diese engagieren sich zu wenig. Es gibt keine Beratungsstellen, keinen Kontakt zu den EinwohnerInnen von Gerstungen, keine Bewegungsfreiheit.

Die Verantwortlichen

Kurz nach unserem Eintreffen; wir sitzen gerade seit einigen Minuten im Zimmer eines Bewohners, erscheint die Heimleiterin Frau Wieland an der Tür und fordert uns auf, das Haus sofort zu verlassen. Sie teilt uns mit, dass die Mitglieder der Karawane Hausverbot haben. Mit der Begründung, wir alle seien aus Jena und Mitglieder der Karawane möchte sie nun von ihrem Hausrecht Gebrauch machen und droht mit der Polizei. Da sich die Karawane Jena seit längerem aktiv für die Schließung des Heimes einsetzt, hat man ihr Hausverbot ausgesprochen. Kurze Zeit später trifft dann auch die Polizei ein. Nach einigen Diskussionen und auf Drängen der Heimleitung entschließt die Staatsbediensteten sich dazu, unsere Personalien aufzunehmen. Falls wir nachweislich Mitglieder der Karawane wären, so teilt man uns mit, bekommen wir eine Anzeige wegen Hausfriedensbruch.
Es besteht kein Zweifel daran, dass die verantwortlichen Betreiber dieses Hauses und deren AngestelltInnen mit allen Mitteln verhindern wollen, dass die miserablen Zustände dieser Unterbringung dokumentiert werden und an die Öffentlichkeit kommen.
Obwohl die offensichtlichen Gegebenheiten des Lagers gegen sämtliche Paragraphen der Thüringer Verordnung über Mindestbedingungen für den Betrieb von Gemeinschaftsunterkünften widersprechen, gibt man sich von offizieller Seite zufrieden. So argumentierte das Thüringer Innenministerium in einer kleinen Anfrage von DIE LINKE:
„Nach den der Landesregierung vorliegenden Erkenntnissen ist in der Gemeinschaftsunterkunft Gerstungen eine menschenwürdige Unterbringung gewährleistet.“ Und weiter heißt es: „Die Gemeinschaftsunterkunft Gerstungen wurde zuletzt am 21. August 2007 kontrolliert. Anlass zu Beanstandungen gab es hierbei nicht.“

Die Vermutung liegt nahe, dass das Flüchtlingslager in Gerstungen für die privaten Betreiber ein profitables Geschäft zu sein scheint. Die thüringischen Landkreise gewähren für die Betreibung von Gemeinschaftsunterkünften zwischen 4,80 € und 8,35 € pro Person und Tag. Jährlich werden in Gerstungen ca. 6oo.ooo € in die Unterbringung der Flüchtlinge, ca. 45.ooo € in deren soziale Betreuung und 5o.ooo € in die Bewachung der Unterkunft investiert. Angesichts der Situation vor Ort und dem Leid der dort lebenden Menschen fragen wir uns, was die Betreiber, über deren Namen man uns auf Nachfrage beim zuständigen Landesamt Thüringen keine Auskunft geben möchte, mit dem Geld tatsächlich machen.

Fakt ist, dass im Flüchtlingslager Gerstungen Menschen systematisch entwürdigt und gedemütigt werden. Dafür müssen das Land Thüringen, die privaten Betreiber und deren Angestellten zur Rechenschaft gezogen werden.

Wir fordern die sofortige Schliessung des Flüchtlingslagers in Gerstungen!

Wo liegt das „Heim“ in Gerstungen?

Das Flüchtlingsheim Gerstungen liegt im Wartburgkreis in Westthührigen. In Gerstungen leben etwa 6000 Menschen. Die für die Menschen zuständige Ausländerbehörde befindet sich in Bad Salzungen, in der Erzberger Allee 14, 36433 Bad Salzungen .

Die Adresse des Heims: Am Berg 1, 99834 Gerstungen. Das Heim wird von Frau Silvia Wieland und Frau Bohn geleitet.

Besuche der Bewohner sind erlaubt. Ein Besucher muss nur den Namen eines Bewohners angeben und darf zu einer festgelegten Besuchszeit im Heim verweilen.

Viele Menschen im Heim freuen sich sehr über Besucher, da ihnen durch das Leben im Heim viele soziale Kontakte verschlossen bleiben.

Fotos aus dem „Heim“

Hier wollen wir Klarheit über die hygienischen und baulichen Zustände im Heim schaffen. Die Texte und Bilder dürfen gerne für weitere Reportagen genutzt werden.

Dusche und Toilette für die Frauen und Mädchen von 12 Familien, Schimmel an den Wänden und den Duschvörhängen

Eine kaputte Wand mit Schimmel zwischen Toilette und Dusche.

Die Duschwand zerfällt bei der Begutachtung. Der Raum stinkt nach Schimmel.

Privatsphäre unmöglich!!! Die Frauen haben keine Möglichkeit die Tür abzuschließen. Sie müssen immer in Begleitung zur Dusche oder Toilette gehen.

3. Stock. Die Bewohner reparierten das Geländer selbstständig um ihre Kinder vor einem möglichen Absturz aus dem dritten Stock zu schützen. Wer hält das Heim instand?

„They make a party, when I’m dead“ - Blind Banga in Gerstungen
21. September 2010

So sagt Banga und lacht. Sonst lacht er selten, sonst sitzt oder steht er bewegungslos da und lauscht oder geht nach innen. Banga ist blind und „wohnt“ in einem Asylbewerberheim in Gerstungen/Thüringen an der ehemaligen deutsch-deutschen Grenze.

Er wurde 2004 von der Düsseldorfer Polizei festgenommen, zusammengeschlagen und mit Pfefferspray besprüht, als er sich zur Wehr setzte. Zwei Männer mit Drogen in der Tasche hatten der Polizei ihn als ihren Drogendealer angegeben, um sich selbst reinzuwaschen. Das Pfefferspray setzte sich tief in das linke Auge fest und zerstörte dessen Sehkraft. Im Aachener Krankenhaus operierte man vergeblich. Banga wurde verurteilt und musste für über ein Jahr ins Gefängnis. Die verantwortlichen Polizisten sagten vor Gericht aus, sie hätten nichts gemacht.

Nach seiner Gefängnisstrafe entfernte man das verletzte Auge. Banga wurde nach Gerstungen „verteilt“. 2008 mußte er wieder für zwei Monate ins Gefängnis, weil er mal umsonst mit der Bahn gefahren war.

Im April 2009 wurde ihm Diabetes diagnostiziert. Sie wirkte sich auf die Sehkraft des verbleibenden rechten Auges aus. Im Krankenhaus in Suhl sagte ihm der Arzt, er müsse das Auge operieren. Das lehnte Banga ab, weil ihm keine Garantie dafür gegeben werden konnte, dass er danach besser oder überhaupt noch sehen würde können. Er wurde dennoch nach Erlangen überwiesen. Dort wurde er am 12.Mai 2009 zum ersten Mal am rechten Auge operiert. Nach dieser Operation war er vollständig blind. Der Arzt meinte, das wird schon wieder. Er wurde wieder ins Suhler Krankenhaus gebracht und dort einen Monat beobachtet. Am 20.November operierte man ihn in Erlangen ein zweites Mal – ohne dass er die Sehkraft zurückbekam. Er ist nun seit 1 ½ Jahren vollständig blind.

Am 24.Juni in diesem Jahr sollte er nach Erlangen kommen wegen einer Hornhauttransplantation. Als er aber dort ankam, hieß es, er müsse noch warten.

„Ausländerbehörde are hard people, they don’t care about me. I sit here the whole day. They want me to die, then they make party,“ sagt er. Er erzählt, dass er kürzlich in der Toilette ausrutschte und seine Nase verletzte und das Blut herausströmen fühlte. Er wollte, dass ein Arzt kommt, doch die Sozialarbeiterin meinte, er würde keinen Arzt brauchen. Er hat keinen Blindenstock zur Verfügung gestellt bekommen sowie kein Mobilitätstraining, das ihn lehren würde, sich in seiner Umgebung zurechtzufinden. Abgesehen von den Krankenhaus-Aufenthalten, die sehr ambivalent zu bewerten sind, wird er in dem Zustand allein gelassen.

Banga kommt aus Sierra Leone. Er sagt, der Bürgerkrieg kam in seinen Heimatort Kono, als er 15 Jahre alt war. Mehr sagt er nicht darüber. So wie viele Sierraleonier, die hier leben, wollte er in die Zukunft blicken, sein Leben in den Griff bekommen und die Erinnerungen hinter sich lassen. Er hatte seine gesamte Familie aus den Augen verloren, er weiß nicht, ob sie überhaupt noch leben.

Statt Mitgefühl erfährt er Kontrolle und die Androhung von Abschiebung – die bereits vollzogen worden wäre, hätte ein ärztliches Attest ihn nicht davor bewahrt – und weiteren Gefängnisaufenthalten. Und die Menschen, die ihm Mitgefühl und Solidarität entgegenbringen, bekommen Hausverbot.

Als wir – drei Leute von „The Voice“ aus Jena und drei Leute von der Kontakt- und Beratungsstelle für Flüchtlinge aus Berlin – gerade angekommen waren, um ihn zu besuchen, kam die Sozialarbeiterin herein und fragte: „Sind Sie aus Jena?“ Als wir dies vage bejahten, bat sie uns lächelnd zu gehen, da die Leute aus Jena Hausverbot hätten.

Die Selbstorganisation von Flüchtlingen „The Voice“ kämpft für die Schließung dieses Heims in Gerstungen. Wir konnten uns jetzt alle ein Bild machen von dem beklagenswerten Zustand, in dem sich dieses Heim befindet. Kein Deutscher würde es unter diesen Umständen dort lange aushalten. Jeden Tag Anwesenheitskontrolle. Keine Privatsphäre für Ehepaare. Sanitäre Anlagen in schlechtem Zustand – Schimmel, im dunklen Keller gelegene Duschen, abbröckelnde Verkleidungen, keine Schlösser an den Toilettentüren, etc. Das ganze Heim fühlt sich feucht und kalt an. Heizung wird noch nicht angestellt in den kalten Herbstnächten. Warmwasser wird um 22 Uhr abgeschaltet. Das Wohnheim liegt fern von jeglicher größeren Stadt, in der sich Beratungsstellen oder Anwälte oder die eigenen Communities befinden könnten. Kosovo-Albaner, Iraker, Vietnamesen, Afrikaner zusammen auf engem Raum und die einzige Verständigungssprache ist Deutsch, aber es gibt keine Deutschkurse.

Aber nicht nur die Schließung von diesem Heim liegt „The Voice“ am Herzen: Sie setzen sich dafür ein, dass kein Mensch, der dieses Land betritt, mehr illegal genannt und so behandelt wird. Dass Asylbewerber und Geduldete nicht mehr in Isolation und ständiger Angst vor Abschiebung leben müssen, sondern die Chance bekommen, sich ihren eigenen Platz in dieser Gesellschaft zu schaffen, mittendrin. Daran hindern sie eine ganze Anzahl von Gesetzen, worunter das Gesetz, als Asylbewerber den LANDKREIS nur mit Erlaubnis der Ausländerbehörde verlassen zu dürfen – und diese wird selten erteilt – wohl den Vogel abschießt unter den Integrationskillern.

Solidarität soll nicht sein im ehemaligen Arbeiter- und Bauernstaat, aber keine Angst, das wäre auch in Westdeutschland nicht gern gesehen – nur würde dort die Polizei noch massiver eingreifen als im verschlafenen Gerstungen. Ja, die Polizei kam und nahm die Personalien von zwei Berlinern und einer Jenaerin auf. Unser Video, auf dem sich die Ankunft der Polizei befand, musste vor ihren Augen gelöscht werden.

Beim Schreiben stelle ich fest, wie viele Ausdrücke im Deutschen mit „sehen“ und „Augen“ gebildet werden, und wie immens wichtig uns das Augenlicht ist. Man stelle sich vor, das Sehvermögen in einem fremden Land zu verlieren, in dem die meisten Menschen und vor allem die machthabenden Autoritäten einen nicht nur nicht wollen, sondern sogar die Blindheit straflos mit verursacht haben! Man stelle sich vor, nicht in der Lage zu sein, die Voraussetzungen dafür schaffen zu können, dass man mit der Blindheit fertig wird!

Aber es gibt Hoffnung – und zwar hat sich durch die Vermittlung eines The Voice nahe stehenden Ehepaars ein Augenarzt bereit erklärt, Banga erneut zu untersuchen und eine Hornhauttransplantation in die Wege zu leiten. Wir haben ihm einen Rechtsanwalt vermittelt, der dafür kämpfen wird, dass Banga die ihm zustehende Aufenthaltserlaubnis bekommt. Und dafür, dass die Polizisten, die ihm das angetan haben, verurteilt werden.

Berichte von Die Karawane - Unterstützung Netzwerk Berlin

Mehre Info: Das Isolation - Flüchtlingslager

Dringender Spenden und Material Aufruf - Lager schließen -Solidarität zeigen - KARAWANE
Update aus dem FlüchtlingsLager Meinersen und Briefkampagne
»Wir müssen ordentliche Wohnungen bekommen« Ein Gespräch mit Liridona Rexha im Flüchtlingslager Gerstungen
Solidaritätserklärung für Flüchtlingskampf in Biberach
Video über die Isolation im Flüchtlingslager: Besuch im Lager Gerstungen und Blind Banga am 16.09.10
New Video: BLIND BANGA - Maybe I can see again! Gerstungen Refugee Isolation camp in Thueringen (eng/deut)
Asylbewerber - Isoliert und zur Untätigkeit verdammt

Flüchtlinge demonstrieren für bessere Lebensumstände

Berlin (dapd-bln). Mit einem Protestzug durch Berlin haben am Samstag Tausende Menschen auf die prekäre Lage von Flüchtlingen in Deutschland aufmerksam gemacht. Dabei forderten sie die Abschaffung der Residenzpflicht, nach der Flüchtlinge die ihnen zugewiesene Region nicht verlassen dürfen.
Zudem sprachen sie sich für schnellere Asylverfahren aus. Nach Angaben der Organisatoren war es die bundesweit erste gemeinsame Demonstration von Flüchtlingen.
Nach Schätzungen der Veranstalter beteiligten sich mehr als 3.000 Menschen. Die Polizei sprach von 2.000 Teilnehmern. Der Protestzug unter dem Motto "Willkommen in Berlin! Für einen menschenwürdigen Aufenthaltsstatus in Deutschland" begann am Oranienplatz in Kreuzberg und sollte am Bundestag enden. Der Polizei zufolge blieb es zunächst friedlich. Neben Flüchtlingen aus ganz Deutschland beteiligten sich viele Unterstützer aus verschiedenen Alters- und Bevölkerungsschichten.
Die Teilnehmer skandierten unter anderem "Bleiberecht überall". Auf Plakaten waren Parolen wie etwa "Abschiebung ist Mord" geschrieben. Zu Beginn der Demonstration wurde zudem an einem Haus ein riesiges Transparent entrollt, auf dem "Abschiebestopp, Residenzpflicht und Lager abschaffen" zu lesen war.
Die Demonstranten forderten auch die Abschaffung des generellen Arbeitsverbots von Flüchtlingen. Nach einem Bericht des "Tagesspiegel am Sonntag" plant die FDP einen solchen Schritt. Bewerber sollten das Recht zur Arbeit "vom ersten Tag an" erhalten, sagte der Innenexperte der Partei im Bundestag, Hartfrid Wolff, dem Blatt. Es gebe in Deutschland einen "erheblichen Bedarf" an Arbeitskräften. Deshalb sei es nicht einzusehen, warum Asylbewerber nicht sofort einen Job antreten sollten.
Unmut über Bedingungen in Asylbewerberheimen
Unmut löste unter einigen Teilnehmern auch die Situation in den Flüchtlingslagern aus. Auf einem Transparent wurde die Schließung eines Heims im thüringischen Breitenworbis gefordert. "Die Lebensumstände sind menschenunwürdig", beklagte sich Ahmeb Nennesi. Der 28-jährige Afghane lebt dort nach eigener Aussage seit sechs Jahren. Die Bewohner seien isoliert und hätten kaum eine Chance, Kontakte zu Deutschen zu knüpfen, beklagte er sich.
Er würde gern eine Ausbildung beginnen und sich anschließend nach einer Arbeitsstelle umschauen. Aber seine Aufenthaltsgenehmigung werde nur alle drei Monate verlängert, sagte er. Die Rückkehr nach Afghanistan sei keine Alternative. Dort sei die politische Situation unsicher und er fühle sich durch die Taliban bedroht. Seine Familie lebe dort nur noch, weil sie kein Geld für eine Ausreise habe.
Unterdessen mahnte Martin Schröter von der Initiative gegen Abschiebehaft eine verbesserte Asylpolitik an. "Wir sind ein Volk, das immer älter wird und deshalb auf Zuwanderung angewiesen ist", erklärte er. Seit 1994 protestiere er mit Mitstreitern zum Beispiel gegen die Schließung des Abschiebegefängnisses in Köpenick. Niemand dürfe die Freiheit entzogen werden, nur weil er keine deutschen Papiere besitze, sagte er.
Der Protestzug war Teil einer großen Aktion, bei der kürzlich rund 70 Flüchtlinge zusammen mit mehr als 100 Unterstützern von Würzburg nach Berlin marschiert waren. Am 6. Oktober waren die Asylbewerber in der Hauptstadt angekommen. Seitdem leben sie am Oranienplatz in einer von der Stadt geduldeten Zeltstadt. Im Schnitt halten sich dort nach Angaben von Teilnehmern 60 Personen auf.
dapd

Marsch der Flüchtlinge erreicht Berlin

Potsdam – Auf dem großen Hof vor dem Kulturzentrum Freiland in der Potsdamer Friedrich-Engels-Straße herrscht reger Betrieb. Unterschiedliche Sprachen sind zu hören. An Tischen gibt es Kaffee und Brötchen. Die meisten der Anwesenden sind Flüchtlinge. Sie haben innerhalb eines Monats vom bayerischen Würzburg aus rund 600 Kilometer zu Fuß zurückgelegt. Am Freitag beginnt ihre letzte Etappe von Potsdam nach Berlin. Mit diesem Protestmarsch wollen sie auf die prekären Umstände aufmerksam machen, mit denen sie in Deutschland zu kämpfen haben: inhumane Flüchtlingslager, Arbeitsverbot, Reiseverbot, Abschiebung, Isolation.

Mit ihnen protestiert auch Turgay Ulu. Er steht auf dem Hof und beobachtet das Treiben. In seiner Hand hält er eine Fahne: Das Wort "Freiheit" steht dort in unterschiedlichen Sprachen. Er komme aus der Türkei, sagt Ulu und habe dort 15 Jahre lang im Gefängnis gesessen. Erst durch die Unterstützung von Amnesty International sei er freigelassen worden und nach Griechenland geflüchtet. Von dort ging es weiter nach Deutschland. Seit zehn Monaten lebe er nun in Hannover. Den Protestmarsch hat er von Anfang an begleitet.

"Gefängnis ist besser als Lager"

Nachdem die Flüchtlinge in Potsdam in den Räumlichkeiten des Kulturzentrums übernachtet haben, wollen sie am Nachmittag Berlin erreichen. Zuvor jedoch ist noch ein Demonstrationszug zur Glienicker Brücke geplant. Immer mehr Menschen finden sich dazu auf dem Hof ein. Mittlerweile haben sich dichte Wolken gebildet und es fallen erste Regentropfen.

Doch das Wetter macht Ulu nichts aus. Viel lieber spricht er über die Menschen, denen er in Deutschland auf dem Marsch begegnet ist. So habe er beim Besuch des Flüchtlingslagers Möhlau in Wittenberg mit einem 18-jährigen Asylbewerber gesprochen, der sein ganzes Leben dort zugebracht habe. "Ich habe ihm von meiner Haft in der Türkei erzählt und er meinte: Gefängnis ist immer noch besser als hier im Lager."

Mit etwa 300 Menschen setzt sich der Demonstrationszug schließlich in Bewegung. Viele Potsdamer und Berliner haben sich den Flüchtlingen angeschlossen und laufen lautstark über die Lange Brücke. Sie rufen: "Kein Mensch ist illegal!" und "Polizeikontrollen: Scheiße!" Eine Sambatruppe gibt den Rhythmus vor.

Ein junger Mann namens Salissou macht Aufnahmen mit seiner Videokamera. Er studiere Medienkunst in Köln, erzählt er. Nachdem er vor elf Jahren aus Niger nach Deutschland geflohen sei, habe er acht Jahre in einem Flüchtlingslager in Sachsen-Anhalt gelebt. Er kenne das Elend dort und mache sich dagegen stark. Dem Protestmarsch habe er sich in Erfurt angeschlossen.

"NPD muss ihre Niederlage eingestehen"

Kurz vor dem Ziel an der Glienicker Brücke passieren die Demonstranten eine Kundgebung der rechtsextremen NPD. Mittlerweile regnet es stark. Etwa zehn Neonazis stehen am Straßenrand und wedeln mit ihren Partei-Fahnen. Sie werden von über einem Dutzend Einsatzwagen der Polizei abgeschirmt. Ihre Anwesenheit nimmt Salissou gelassen. "In Erfurt waren es nur sechs von ihnen. Diese Menschen müssen ihre Niederlage eingestehen", sagt er. Ohne Zwischenfälle erreichen die Flüchtlinge und ihre zahlreichen Unterstützer schließlich die Glienicker Brücke.

Von hier aus geht es weiter in Richtung Bundeshauptstadt, wo im Stadtteil Kreuzberg eine große Abschlusskundgebung geplant ist. "Wir hoffen, dass durch diese Aktion die Menschen auf unsere Situation in Deutschland aufmerksam werden", sagt Chu Eben, der in Potsdam das Flüchtlingsprojekt "Refugee Emancipation" gegründet hat. "Uns geht es um die Begegnung mit den anderen Teilen der Gesellschaft. Wir wollen die Probleme an die Öffentlichkeit bringen." Dies ist den Protestierenden am Freitag in Potsdam gelungen.

Exil-Iraner treten in Hungerstreik

Unter die Stände mit den letzten Erdbeeren und den ersten Pilzen der Saison haben sich auf dem Regensburger Neupfarrplatz zwei Faltpavillons gemischt, die gerne als Unterstand für Feiern aller Art hergenommen werden. Wer sich ihnen nähert, bemerkt schnell, dass es hier nichts zu feiern gibt: Fotos zeigen Menschen mit einem Strick um den Hals, kurz vor ihrer Hinrichtung.

Die Todesstrafe ist nur einer der Auswüchse staatlicher Gewalt im Iran. Schläge, Repressalien und Haftstrafen für Menschen, die sich gegen das Mullah-Regime stellen, sind an der Tagesordnung. Houmer Hedayatzadeh, Student der Elektrotechnik an der Universität von Mashad und regimekritischer Aktivist, hielt es eines Tages nicht mehr aus. Er flüchtete nach Deutschland und beantragte Asyl. Dann kam die große Enttäuschung. Das Leben in den Sammelunterkünften für Asylbewerber erinnerten ihn an Zustände wie in den Gefängnissen seiner Heimat, sagt Hedayatzadeh bei einer Pressekonferenz am Montag im Protestcamp.

Aufsehenerregender Protest

Deshalb haben sich er und vier seiner Landsleute entschlossen, von der deutschen Politik publikumswirksam Verbesserungen zu fordern. Bereits seit vergangenen Mittwoch können sich Passanten in dem Protestcamp mitten in der Regensburger Altstadt über die Zustände im Iran und die in den Asylbewerberheimen informieren. Seit Montagmorgen nehmen die fünf Exil-Iraner im Alter von 23 bis 32 Jahren keine Nahrung mehr zu sich. Der Hungerstreik soll mindestens bis Mittwoch dauern, wenn das Bundesverfassungsgericht darüber verhandelt, ob die Regelleistungen für Asylbewerber dem Grundgesetz entsprechen. Hungerstreiks von Exil-Iranern soll es auch in vier weiteren Städten geben, darunter in Würzburg, wo sich iranische Asylbewerber kürzlich aus Protest gegen die Zustände in den Sammelunterkünften den Mund zunähen ließen.

Houmer Hedayatzadeh und seine Mitstreiter fühlen sich durch die Residenzpflicht der Asylbewerber im jeweiligen Bezirk der Freiheit beraubt, die sie in ihrem Asylland zu finden hofften. Die Zustände in den Sammelunterkünften setzen ihnen ebenso zu wie das teilweise jahrelange Warten auf die Entscheidung über ihren Asylantrag. „Es ist zynisch, Menschen solchen Bedingungen auszusetzen“, sagt der Student.

Der Erste Senat des Bundesverfassungsgerichts berät am Mittwoch über diese Frage. Die Richter wollen auch entscheiden, ob die Sätze für geduldete Ausländer sich überhaupt von Leistungen für Hartz-IV-Empfänger unterscheiden dürfen. In einer ersten Stellungnahme verwiesen die Richter bereits darauf, dass die Menschenwürde für alle unantastbar sei, „nicht nur für Deutsche“.

Kritik von Verbänden und Kirchen

Kritiker wie Wohlfahrtsverbände, Pro Asyl, die Kirchen oder amnesty international (ai) prangern das schon lange an. „Die seit 1993 geltenden Summen gewährleisten kein menschenwürdiges Leben“, sagt Katharina Spieß, die amnesty international in der Verhandlung vertreten wird. „Darüber hinaus verletzt die Regelung international garantierte Kinderrechte. In Deutschland leben über 24.000 Kinder und Jugendliche von Zuwendungen nach dem Asylbewerberleistungsgesetz. Sie bekämen damit über 30 Prozent weniger als Kinder, die Leistungen nach dem Sozialgesetzbuch erhalten“.

In einigen Bundesländern bekommen Asylsuchende über Jahre hinweg einen Großteil der Leistungen zudem in Form von Lebensmittelpaketen oder Wertgutscheinen. „Diese Praxis verschärft die Situation der Betroffenen noch“, ergänzt Spieß.Das bayerische Sozialministerium als Aufsichtsbehörde über die Sammelunterkünfte wollte sich auf Anfrage nicht zum Hungerstreik der Iraner äußern. Ein Sprecher verwies aber darauf, dass in Bayern bereits sehr viele Asylbewerber aufgrund von Ausnahmegenehmigungen in Privatwohnungen untergebracht seien. Durch den „bayerischen Asylkompromiss“ könnten jetzt vor allem abgelehnte Familien in der Regel aus den Gemeinschaftsunterkünften ausziehen. Alle übrigen abgelehnten Asylbewerber dürfen vier Jahre nach Abschluss ihres Erstverfahrens aus der Sammelunterkunft ausziehen.

Reinhold Willfurth

Quelle: Mittelbayerische Zeitung

Bundesverfassungsgericht erklärt Asylbewerberleistungsgesetz für verfassungswidrig!

Mit seinem heutigen Urteil erklärt das Bundesverfassungsgericht (BVerfG) das seit 1993 gültige Asylbewerberleistungsgesetz (AsylbLG) für verfassungswidrig. Die Bundesregierung ist nun verpflichtet, „unverzüglich“ eine Neufassung des AsylbLG zu erarbeiten. Darüber hinaus setzt das BVerfG mit sofortiger Wirkung eine Übergangsregelung in Kraft, da „die fortdauernde Anwendung der verfassungswidrigen Normen […] angesichts der existenzsichernden Bedeutung der Grundleistungen nicht hinnehmbar“ ist. Die Sozialleistungen werden demnach für alleinstehende Flüchtlinge auf 336 Euro monatlich erhöht, von denen 130 Euro in bar ausbezahlt werden müssen. Diese Entscheidung entspricht einer Erhöhung von etwa einem Drittel.

 

Das BVerfG begründet sein Urteil damit, dass „die in Art. 1 Abs. 1 GG garantierte Menschenwürde […] migrationspolitisch nicht zu relativieren“ ist. Zudem stellt das BVerfG fest, dass die Leistungen nicht unter „das physische und soziokulturelle Existenzminimum“ abgesenkt werden dürfen, „um Anreize für Wanderungsbewegungen […] zu vermeiden“. Damit wird auch die Politik der Bayerischen Staatsregierung abgestraft: Die Asyldurchführungsverordnung hält explizit fest, dass die Unterbringung in Flüchtlingslagern „die Bereitschaft zur Rückkehr in das Heimatland fördern“ soll. CSU-PolitikerInnen erklärten zudem in der Vergangenheit, dass die niedrigen Sozialleistungen und die Versorgung mit Sachleistungen den Anreiz für Flüchtlinge mindern sollen, in Bayern Asyl zu suchen.

Seit Jahren protestieren Flüchtlinge gegen ihre Unterbringung in Sammellagern, die Versorgung mit Essenspaketen und die medizinische Mangelversorgung, die aus dem Asylbewerberleistungsgesetz (AsylbLG) resultieren. Flüchtlinge, die keine Sachleistungen, sondern Bargeld ausbezahlt bekommen, erhalten 40 Prozent weniger als Hartz-IV- EmpfängerInnen. Die Höhe der Leistungen wurde 1993 willkürlich festgelegt und seitdem nie angehoben. Noch nichteinmal die Euro-Umstellung hat sich im AsylbLG niedergeschlagen. Das AsylbLG wurde deshalb vom Landessozialgericht Nordrhein-Westfalen als verfassungswidrig eingestuft und dem Bundesverfassungsgericht zur Prüfung vorgelegt.

Am 20.06.2012, dem Internationalen Tag des Flüchtlings, geriet die Bundesregierung bei der mündlichen Verhandlung massiv unter Druck. Die Richter hielten warnten sie: "Ein bisschen Hunger, dann gehen die schon? Das kann es wohl nicht sein!"

Asylbewerber gehen auf die Straße

Am Mittwoch entscheidet das Bundesverfassungsgericht darüber, ob der Versorgungssatz für Asylbewerber, der zurzeit bei 225 Euro für einen Erwachsenen liegt, angehoben wird. In Süddeutschland gehen unterdessen Asylbewerber auf die Straße. Sie demonstrieren nicht nur für mehr Geld, sondern vor allem gegen die Verfahren, die oft Monate, manchmal sogar Jahre dauern. Die Wartezeit verbringen sie in Unterkünften für Asylbewerber. Sie dürfen in dieser Zeit weder arbeiten noch den Ort verlassen. Was das im Alltag bedeutet, zeigt moma-Reporterin Constanze Schulze.

 

Den Beitrag können Sie unter folgendem Link ansehen:
http://www.ardmediathek.de/das-erste/morgenmagazin/die-moma-reporter-asylbewerber-gehen-auf-die-strasse?documentId=11165222

Ein Leben auf neun Quadratmetern

Asylbewerber sollen bald mehr Geld bekommen. Doch damit allein ist es nicht getan

Neun Quadratmeter – seit elf Jahren sind sie die Heimat von Li Chen (Name von der Redaktion geändert). Mehr als ein Jahrzehnt lebt die Chinesin bereits im Asylbewerberheim in Höchstädt. Mittlerweile hat sie einen zweijährigen Sohn. Doch auch nach so langer Zeit kann sich Li Chen nur äußerst gebrochen auf Deutsch verständigen. Auch, wenn sie nun schon seit einiger Zeit regelmäßig zum Deutschkurs beim internationalen Frauentisch kommt.

Asylbewerbern steht kein Deutschkurs zu

Das, sagt Initiatorin Luise Rössler, wäre eigentlich gar nicht vorgesehen. „Asylbewerbern steht nämlich gar kein Deutschkurs zu.“ Ein Skandal, wie Rössler findet. „Jedes dritte Wort bei den Politikern ist heute Integration. Aber man muss den Menschen eben auch die Möglichkeit geben, sich zu integrieren. Doch das fängt einfach mit der Sprache an.“ Das findet auch Pfarrerin Alexandra Eberhardt. Bei ihr sei kürzlich ein Asylbewerber aus Afghanistan gewesen. „Er wollte von mir wissen, wo er Deutsch lernen kann, damit er eine Chance auf eine Arbeit hat“, erzählt sie. Weiterhelfen konnte sie ihm nicht.

Insgesamt 42 Euro bekommt ein Asylbewerber in Deutschland derzeit zur freien Verfügung als Taschengeld. Seit 1993 ist der Satz unverändert, damals waren es noch 80 Mark. „Dabei haben sich die Preise seit dem stark geändert“, kritisiert Sprachlehrerin Regina Cäsar. „Sie müssen sich das mal vorstellen. Was kann man mit 41 Euro überhaupt machen?“ Diese Frage hat sich kürzlich auch das Bundesverfassungsgericht gestellt und entschieden: die staatlichen Hilfen für Asylbewerber müssen aufgestockt werden. Auf rund 130 Euro soll dann das Taschengeld steigen.

Problem: Zuteilung des Essenspaketes

Regina Cäsar hält die Erhöhung für unumgänglich. Ebenso wie Luise Rössler. „Ein bisschen was ist es ja doch“, sagt sie. Denn die bislang 41 Euro seien viel zu knapp bemessen gewesen. Um sie zu bekommen, erzählt Li Chen, habe sie ins Landratsamt nach Dillingen fahren müssen. Denn ein Asylbewerber hat kein Konto. Die Zugfahrt nach Dillingen kostete 4,40 Euro. Blieben noch 36 Euro und 60 Cent. Einmal zum Arzt nach Dillingen – macht wieder 4,40 Euro. Vielleicht mal ein Eis für das Kind – das war nicht drin, sagt die Chinesin. Zu teuer.

Was zur Enttäuschung der Bewohner bleibt, ist die Zuteilung des Essenspaketes. In anderen Bundesländern gibt es hier Gutscheine. So können sich Menschen verschiedener Nationen eher das kaufen, was sie auch essen wollen.

Von Katharina Gaugenrieder